سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران بيش از آنكه سياستمدار و مدير باشد يك عالم ديني است. اين قضاوتي است كه خود او نيز به آن اذعان دارد. قضاوت در باب دستآوردهاي اجرائي و سياسي خاتمي به عنوان رئيس جمهور، بلادرنگ گرفتار جناح بندي تندرو- ميانهرو شده و حاصلي جز تعصب و سوتفاهم به بار نمي آورد. اما تحليل نظرات و افكار خاتمي به عنوان يك عالم ديني منطقا نبايد گرفتار چنين سرنوشتي شود. با اين مقدمه فرازي از سخنراني اخير او را مرور ميكنيم:
حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در این مراسم که در موزه ملی قرآن کریم برگزار شد، ضمن معرفي انسانهايي نظير حضرت زهرا(س)، به افرادي مؤمن، پرهيزگار، بيدار، مسئوليتشناس و دلسوز براي انسان و داراي دغدغه براي سرنوشت او و همچنين پايبند به موازين اخلاقي به ذکر خاطره ای از دیدار یک وزیر زن اروپايی با وی پرداخت و گفت : در دیدار یک وزیر زن خارجی با من وی در اظهاراتی عجیب گفت: «آقای خاتمی من از این نوع پوشش (حجاب زنان مسلمان) لذت میبرم. برای اینکه در آن احساس آزادی میکنم». به گفته سیدمحمد خاتمی، این وزیر زن ادامه میدهد: ما برخلاف آنچه گفته میشود بسیار محدودیم و آزادی ما محدود شده است. من برای حضور در مجالس و میهمانیها هم هزینه آرایش زیادی میدهم و هم وقت بسیاری صرف این کار میکنم. خاتمی در این دیدار که با حضور تنی چند از مسئولان سابق کشور و سایر مردم برگزار شد، تأکید کرد: بین «آزادی» و «ولنگاری» خلط مبحث صورت گرفته است. «ولنگاری» محدودیت است برای زن غربی و به معنای آزادی نیست. (به نقل از تابناك )

گمان نميكنم كسي از آقاي خاتمي انتظار مخالفت با حجاب داشته باشد. كسي هم از ايشان انتقاد نكرده است كه چرا در دوران رياست جمهوري خود براي تحقق آزادي پوشش كاري نكرده است. ما حداقلگراتر از آن هستيم كه از خاتمي چنين انتظاراتي داشته باشيم. از كسي كه خود را حداكثر "تداركاتچي" نظام ميداند قطعا چنين خواستههايي خيالبافانه است. اما از خاتمي به عنوان يك عالم ديني كه خود را پيامآور قرائتي موسوم به «رحماني و انساني» از اسلام ميخواند ميتوانيم انتظار داشته باشيم در دوراني كه زنان مملكت را به شلاق ارشاد و باتوم اخلاق مينوازند دستكم سكوت كند.
اين خانم مورد ادعاي آقاي خاتمي كيست؟ وزير كدام دولت اروپائي است؟ ايشان اگر چنين شيفته حجاب هستند چرا معطلند؟ خرجش يك قواره پارچه چادري و چند متر پارچه مشكي است! در مورد رابطه ميان آرايش و حجاب نيز ديگر هر كودكي ميداند كه زنان مسلمان بسيار بيشتر از زنان ديگر اقوام و ملل آرايش ميكنند. نوع تعابير خاتمي و جملهبندي او به وضوح از جعلي بودن اين روايت حكايت ميكند. قريب به سه دهه است كه مقامات جمهوري اسلامي رواياتي عجيب و غريب با فاعل و ضمير مبهم نقل ميكنند كه نشان دهنده شيفتگي زنان غربي نسبت به شرايط زنان ايران است. رواياتي مبتني بر اين پيشفرض غلط كه امنيت زنان در ايران بالاتر از غرب است. به راحتي ميتوان ديد و آمارهاي رسمي هم نشان ميدهد كه آزار و خشونت عليه زنان در ايران به مراتب بيشتر از ديگر كشورها (البته به غير از عربستان و افغانستان و چند كشور اسلامي ديگر) است. مدتها است تشت رسوايي چنين استدلالهايي براي اجباري كردن حجاب از بام افتاده و چه مثال نقضي بهتر از اجراي سالانه و اخيرا مستمر طرحهاي ضربتي براي مبارز با بدحجابي! اگر حجاب اجباري موجب افزايش امنيت زنان شده ديگر چه نيازي به چنين بگير و ببندهائي است؟ چه سري در اين حجاب نهفته است كه حكومت از يك سو زنان را به زور باتوم و زندان وادار به برسر كردن آن ميكند اما از اينكه محجبه شدن بخشي از زنان را ناشي از اجبار و ترس از سركوب بداند ابا ميكند.
ديگر مضمون نهفته در سخنان خاتمي كه شايسته توجه بيشتر است تناقض و سردرگمي موجود در آن است. خاتمي در اين سخنان به وضوح نشان داده فارغ از مصالح سياسي و مقتضيات اجرائي به عنوان يك عالم ديني هم به آزادي انتخاب پوشش براي زنان اعتقادي ندارد. فعالان حقوق بشر ميتوانند به طور خاص از خاتمي و به طور عام از جريان روشنفكري ديني سوال كنند كه موضع آنها در مقابل حجاب اجباري چيست؟ آنها تا كي ميخواهند با سكوت شاهد سركوب روزمره و گسترده زنان در يكي از شخصيترين امور خود باشند؟ دستآورد قرائت رحماني از اسلام براي زنان چيست؟ اين چه نوانديشي ديني و چه قرائت روشنفكرانه از اسلام است كه خواسته پيش پا افتاده آزادي انتخاب پوشش را حتي در عالم تئوري نيز نميتواند تحمل كند؟ مسلمانان نوانديش تا كجا ميخواهند در مقابل سركوب زنان به بهانه لباسشان سكوت كنند يا با چنين اظهاراتي براي آن توجيه بتراشند؟ كدام جنبه از سركوب زنان توسط بنيادگرايان گستردهتر، ديرپاتر و بازدارندهتر از سلب حق انتخاب پوشش آنان است؟ نكند توان نوآوري و انعطافپذيري خاتمي و روشنفكران ديني در امر پوشش تنها تا حد پوشيدن «عباي شكلاتي» است؟