چرا حجاب؟
 تاریخ: 25  ارديبهشت  1387  فاطمه صادقی

من از حرف زدن در مورد حجاب خسته نمی شوم. در تمام سال های کودکی و جوانی ام، «حجاب» بخشی از زندگی من بوده و سرنوشت مرا تعیین کرده است. با آن بزرگ شده ام. دو رو برم در خانواده تقریباً همه محجبه اند و مادرم هنوز هم مرا به خاطر به قول خودش « اهمال و کوتاهی در حجاب» نبخشیده است.حجاب بزرگترین چالش فردی و سیاسی زندگی من بوده است. بعدها وقتی از کودکی در آمدم، به دانشگاه رفتم و خواندم و دیدم که بزرگترین چالش زندگی زنانی بوده است که من حتی با آنها در بسیاری جهات دیگر متفاوتم.

بگذارید برایتان بگویم تجربۀ تلخ من با حجاب چگونه آغاز شد؟ به خاطر دارم روزی را که برای نخستین بار می بایست جلوی پسرهای فامیل که با آنها هم بازی بودم و در بسیاری موارد با آنها رقابت می کردم، روسری بپوشم. حس تحقیر می کردم. احساس می کردم فلج شده ام و در نگاه آنها خُرد. بخصوص در نگاه یکی شان می خواندم که : «دیدی بالأخره چطور مغلوب شدی؟» قضیه اما فقط مربوط به پوشش نبود. بس فراتر از این بود. موارد متعددی اتفاق می افتاد که وقتی سخت سرگرم بازی یا به خود مشغول بودم، صداهایی عتاب آلود از گوشه و کنار می آمد که : « درست بنشین، لباست را درست کن. همه جایت پیداست. روسریت را بکش جلو، چادرت عقب رفته، گردنت پیداست، موهایت پیداست و ...» هرگز نمی دانستم معنای پس پشت این عتاب و خطاب ها چیست و اصلاً چرا باید به این شیوه مورد خطاب قرار گیرم.

چیزکی شورش وار در تمام آن سال ها در من رشد می کرد و من در تلاش بودم تا با انواع ترفندهایی که می شناختم میان انتظارم از خودم و انتظار دیگران از من که رابطۀ پیچیده ای توأم با عشق و نفرت را با آنها تجربه می کردم، بر قرار کنم. هر چه بیشتر کتاب های مطهری را می خواندم، کمتر قانع می شدم و دست آخر دیگر اصلاً خود را طرف خطاب او نمی دانستم. از نظر من او روحانی ای باسواد بود که خیلی چیزها می دانست و در مورد تجربه های شخصی و اجتماعی از حجاب هرگز هیچ . نمی توانستم برایش احترام زیادی قائل باشم . برج عاج نشینی این روحانی و عالم دینی که مرگش نیز در  جو آن سالها تأسف آور هم بود، به نظرم نابخشودنی می آمد. او چه می دانست پوشیدن روسری که در آن عالم بچگی هیچ نیازی به آن نیست، چه حسی دارد؟ کمتر از آن می دانست که برای من پوشیدن حجاب برای نخستین بار به مردن می مانست و نمی توانستم خودم را قانع کنم که چرا یک کودک دختر که هیچ علامتی از زنانگی در او مشاهده نمی شود، به صرف اینکه به سن خاصی رسیده باید روسری و بعد ها هم چادر سر کند. حال گیرم که مزایایی که او در کتاب مسألۀ حجاب از آنها یاد می کرد و من هرگز تا به امروز به آنها پی نبرده ام، حقیقت داشته باشند.

تجارب و تحقیرهای شخصی من و دیگران از حجاب در هیچیک از کتاب های جلد اعلای روحانیون حوزه که بارها و بارها هم تجدید چاپ شده اند، یافت نمی شود. کمتر از آن در شعارهای رنگارنگی که برای پاسداشت این وظیفۀ خطیر به خورد ما می دهند. بگذارید بگویم که بعد از آن تجارب کودکی تحقیر آمیز ترین جمله ای که در مورد حجاب شنیده ام این جمله بوده است که: « حجاب برای زن مثل صدف است برای گوهری!» می توانستم جملاتی با شأن بیشتر از این قبیل که :« خواهرم، حجاب تو کوبنده تر از خون من است!» را تحمل کنم، اما جملۀ فوق را هرگز.  در جملۀ نخست توهینی نهفته است که برای هر انسانی قابل درک است. بی آنکه سازنده یا سازندگان آن را دیده باشم، می توانم حدس بزنم که در روانشناسی تخریب شخصیت باید زبر دست بوده باشند. شما هم می توانید حس کنید چرا. در این جمله ستایش با تحقیر توأم می شود. با تعریف از زن، اما، فقط به عنوان موجودی که باید زیبا باشد. بگذریم. اینها را شما بس بهتر از من می دانید.  در جملۀ بعدی اما نوعی شأنیت را احساس می کنم. از مبارزه جویی اش  همراه با احترامی که برای زنانگی من قائل می شود، خوشم می آید، ولو آنکه مرا نفهمد و از منِ زن سرسری بگذرد.

بزرگتر که شدم، اما قضیه ابعادی پیچیده تر به خود گرفت. تقریباً به زودی متوجه شدم که باید میان روسری و چادر فرق بزرگی قائل شوم. اگر روسری برای کنترل جنسی من بود؛ البته به شیوه ای بس ناموفق، یا برای آن بود که کم کم مرا از عالم بچگی بِکنند و به زور زنم کنند و زن بودن را به خوردم بدهند، بحث چادر چیز دیگری بود. می دیدم که مادرم و بسیاری دیگر از زنان دور و برم از چادر به شیوه های مختلف استفاده می کنند. هرجایی هر چادری را نمی پوشند و تازه هر جایی هم خیلی تنگ رو نمی گیرند. به ویژه وقتی قرار بود روحانی معظمی قدم به خانۀ ما بگذارد یا آنکه ما قرار بود نزد روحانی معظمی برویم، می دیدم که خانم ها از همیشه تنگ تر روی می گیرند و طبیعتاً در این میان دائماً با این خطاب روبرو می شدم که : «مواظب حجابت باش!»، یعنی آنکه تنگ رو بگیر. آیا این آقایان نامحرم تر از بقیۀ مردها بودند؟ به نظرم آری. هرچه درجه و مقام بالاتر می رفت، صورت باید بیشتر پوشیده تر می ماند.  حجاب با قدرت همواره پیوندی ناگسستنی داشته است.

چادر فقط یک پوشش نبود و نیست. با چادر هزار نوع فاصله گذاری، کدگذاری، همرنگ شدن، متمایز شدن، و امتیاز دهی و امتیازگیری و ... صورت می گرفت و می گیرد. من نیز باید می آموختم که در سلسله مراتب قدرت اریستوکراتیک روحانیت چگونه از چادر باید استفاده کرد. چطور باید آن را به ابزار قدرتی بدل کرد و بر دیگران اعمالش کرد. باید می آموختم چگونه علائم و نشانه ها را به کار بگیرم و با آن برای خودم سری میان سرها بشوم، به رسمیت شناخته بشوم، دیده شوم، مزایا به من تعلق گیرد. ثابت کردم که استعدادش را ندارم.

 صرف پوشیدن روسری و مانتو هم کافی نبود؛ همچنانکه وقتی برای نخستین بار یواشکی مانتو وروسری را آزمایش کردم، احساس برهنگی می کردم. امروز می دانم که بیش از احساس عریانی جسمی، عاری شدن از آن همه عقبه، از آن همه علامت گذاری، از آنهمه مزیت و تشخص و اعتبار، از آن اریستوکراسی بود که آشفته و پریشانم می کرد. پوشیدن مانتو وروسری با همۀ ترس ها و خطرهایش، اما مزیتی ماجراجویانه و بس چشمگیر داشت. مرا در کنار بسیاری چیزهای دیگر وادار ساخت تا به دنبال بی بهره شدن از مزایای اجتماعی و سیاسی ای که با حجاب و چادر همراه بود، قدم در راهی دیگر بگذارم. با پوشیدن مانتو وروسری، بی هویت و خالی شدم و حال نیاز بود که هویت جدیدم را خودم بسازم.

مطمئنم که کسان بسیاری این تجارب را از سر گذرانده اند و من در این میان تنها نیستم. مجاز نیستم در اینجا از آن ها یاد کنم، اما برایشان سخت احترام قائلم. تنها می کوشم از خلال گشودن این تجربۀ شخصی به این پرسش پاسخ دهم که چرا حجاب چالشی اساسی برای ما زنان است و نمی توان از آن به سکوت گذاشت. خاصه در این روزها که مسأله ابعادی تلخ به خود گرفته است. تو گویی می شود یک شبه همۀ مبارزات و چالش هایی را که زنان بسیار در این راه متحمل شده اند، نادیده گرفت. به گمان من این امر غیر ممکن است. نمی خواهم در اینجا پر دور بروم و از این حرف بزنم که بحث پوشش آزادانه در کنار بحث آموزش از نخستین خواسته های زنانی در ایران بوده است . کتاب های تاریخی پر اند از ماجرای زنانی که همچون من از این پوشش همراه با مزایای نخواستنی آن حس تحقیر داشته اند و حتی بعضاً به همین خاطر مجبور شده اند در کنار دولت هایی بایستند که از آنها هیچ  دل خوشی نداشته اند، بلکه تنها مزیتشان این بود که بعد از گذر از دالان های تنگ تاریخ پر از وحشت زنانه، دستکم به این امر رضایت دادند که زنان تا حدودی از پستوی خانه در بیایند. امثال محترم اسکندی و صدیقه دولت آبادی و تاج السلطنه و مهر انگیز منوچهریان و نویسندگان  شجاع عالم نسوان که در نهایت قربانی بی پروایی خود شدند، تنها مشهورترین های این تاریخ اند.

برای من چالش حجاب اما  تنها به پوشیدن یا نپوشیدن مانتو و روسری یا چادر خلاصه نشد. بحث دیگر بر سر خود پوشش اجباری بوده و هست. در تمام این سال ها چالش ابعادی دیگر و وسیعتر به خود گرفت و از بحث فردی به بحثی اجتماعی و سیاسی بدل شد. کیست که نداند در تمامی این سال ها «بی حجاب» بودن از مؤثرترین حربه ها برای خاموش کردن صدای زنان معترض بوده است. بی حجابی با ضد انقلاب بودن یکی شد و این واقعیت به سادگی نادیده گرفته شد که اگر نگوییم اکثریت زنان، اما تعداد کثیری از آنها که در انقلاب شرکت جستند و شعار «مرگ بر شاه» سر دادند، بی حجاب بودند. از این هم نمی گویم که پس از انقلاب، حکومت تازه تأسیس پس از یک مدارای موقتی با تغییر ناگهانی لحن و گفتارخود زنان بی حجاب را ضد انقلاب و مزدور امپریالسم خواند و تظاهرات گوناگون زنانی را که حجاب اجباری را زیر سؤال بردند، سرکوب کرد. اینها قضایایی هستند که بعدها به کرات روایت شده اند. حتی برای خود من نیز در آن عالم کودکی کم کم این موضوع بس بدیهی به نظر می آمد که کسی که حجاب ندارد، ضد انقلاب است. تنها بعدتر ها بود که به یاد آوردم و فهمیدم که زنان خانه نشین مذهبی از قضا کمتر از بسیاری دیگر در تظاهرات ضد رژیم شاه شرکت جستند و بسیاری از نسل های قدیمی محافظه کار آنها که دیگر خود را صاحب بی چون و چرای انقلاب می دانستند و از مزایای حکومت اسلامی چه بهره ها که نبردند، اصلاً قبول نداشتند که زن بتواند به تظاهرات برود و فریاد بزند. در خانۀ خودمان و در میان خویشان دور و نزدیک این جدال را از نزدیک تجربه کردم و در موارد دیگر نیز شاهد آن بودم. بسیاری از این بانوان محترم از شنیدن اینکه زنان در خیابان جیغ می کشیدند و بر ضد شاه فریاد سر می دادند، مو بر اندامشان راست می شد. بسیاری دیگر برای خود و دخترانشان ننگ می دانستند که زن از پلیس باتوم بخورد و یا دستگیر شود و شب را مجبور باشد در پاسگاه و میان یک مشت مرد شب را صبح کند. بارها شاهد مرافعه هایی از این قبیل در میان اطرافیانم بودم که: « برای دختر این کارها عیب است.» امروز اما همان آدم ها عقبۀ رویۀ سرکوبگرانۀ دولت اسلامی را تشکیل می دهند و تشویقش می کنند که بر دختران به اصطلاح بدحجاب سخت بگیرد، چون وضع شهرمان «غیر قابل تحمل» شده و وقتی دختران با این «سر و وضع» به خیابان می آیند، «کیان خانواده ها به خظر می افتد». حق دارند. در گفتاری که زن در بهترین حالت مروارید صدف است و زینت المجالس، دیدن دختران و زنانی که از زینت بودن به ستوه آمده اند، عجیب است و بهترین کار آن است که با مشت و لگد بار دیگر وادارشان کنیم زنانگی را به یاد بیاورند. 

نسل من با تعجب تمام به همۀ این تغییرات می نگریست و برای این پرسش ساده  که اصلاً حجاب اجباری چرا هست و این دعوا بر سر چیست؟، هیچ جوابی نمی جست و نجسته است. در سرزمینی که آموزه های دینی در بسیاری موارد دیگر به راحتی نادیده گرفته می شوند، چرا بر سر حجاب زنان که تازه بر سر تفسیر آن در شرع اینهمه اختلاف وجود دارد و معلوم نیست که از محکمات باشد، اینچنین پافشاری می شود؟ آرزو می کردم یک بار کسی یافت شود و پاسخی قانع کننده داشته باشد.

وقتی از یکی از روحانیون بسیار مشهور در مورد حجاب شرعی پرسیدم، با مضمونی شبیه به این پاسخ داد: « در شرع چنین حجابی نداریم. مسأله عرفی است.» و دیگری که باز هم از روحانیون  مشهور زمان خود و مدرس حوزه و دانشگاه بود برایم فاش گفت که اصلاً حجاب در شریعت به معنای پوشش سر نیست و در کمال تعجب حتی مرا نیز دعوت کرد که در رویۀ خودم در مورد پوشش تجدید نظر کنم. با اینحال هیچیک از آنها هرگز عقیدۀ خود را به صراحت برای عموم بیان نکردند؛ همچنانکه بسیاری دیگر نیز امروز چنین نمی کنند. می دانیم که آن معدودی هم که شهامت داشته اند، چگونه خلع لباس و متحمل مجازات های دیگر شده اند.

برای بسیاری از مایی که این دوران را گذرانده ایم، کتاب های آقای مطهری و امثال او حتی اگر به شکرانۀ بودجه های هنگفت وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی هزاران بار دیگر هم چاپ شود، پاسخگوی پرسش سادۀ بالا نیست. حتی خود او نیز به خوبی به این امر واقف بود که دیدگاه روحانیت ارتجاعی دیگر نمی تواند پاسخگوی نسل جدید باشد. از همین رو کتاب خود را « مسألۀ حجاب» نامید و در آن تلاش کرد تا رویکردی به اصطلاح علمی را نسبت به این مسألۀ خطیر در پیش گیرد. اما گمان نمی کنم که خود او نیز می توانست رویه ای اینچنین را که در نهایت منجر به تخریب کل ماجرا و حذف مسأله شده است، تخیل کند.

 در تلاش برای به کرسی نشاندن دعوی حجاب، کتاب او بارها و بارها مورد تبلیغ، خوانش، بازخوانی و باز هم بازخوانی هر چه بیشتر قرار گرفته است. جالب آنکه نظام اسلامی با این کار نشان داده است که هنوز از مطهری و افکار او گامی فراتر نگذاشته و قادر نبوده متنی بهتر از آن را تولید کند، آنهم برای موضوعی که نه تنها کیان خانواده ها بلکه دیگر هستی و نیستی دولت اسلامی به آن وابسته شده است. در فرصت هایی که برای این موضوع گاه و بیگاه به کتابفروشی های قم و تهران سرک کشیده ام، و در متن هایی که دستکم من خوانده ام، مطهری هنوز هم دست بالا را دارد. دیگران در بهترین حالت حاشیه هایی بر افکار او تولید کرده اند که خود بعضاً حاشیه هایی بر افکار راسل و روسو و دیگران بوده اند. آری ، موضوعی به این مهمی که گفته می شود با هویت زن مسلمان ارتباط تنگاتنگ دارد، تنها با مراجعه به آرای معدودی از فیلسوفان غربی امکان توجیه داشت.

بحث حجاب که سرنوشت بسیاری از دختران و زنان ما را تعیین می کند، به لحاظ نظری از فقیرترین موضوعات بوده و هست و دلیل آن هم روشن است. تلاش های نظری از پیش از انقلاب تاکنون قادر نبوده اند پا را فراتر از آن چیزی بگذارند که مطهری زمانی گذاشته است. این بحران و آشفتگی بارها از سوی دست اندرکاران نیز تحت این عنوان که« باید کار فرهنگی کرد» مورد تأکید واقع شده است. اما واقعیت آن است که اتفاقاً کار فرهنگی زیاد شده، اما کفگیر به ته دیگ رسیده است. همان هایی که در تمام این سال ها کار فرهنگی کرده و موی خود را در این آسیاب به نظر من بی جهت سپید کرده اند، می دانند که در این مورد حرف جدیدی وجود ندارد. حرف ها و استدلال ها همان حرف های قدیمی است . هر آنچه باید گفته می شد، گفته شده و چیزی نگفته باقی نمانده است. از همه چیز برای توجیه حجاب بهره گرفته شده است. بیایید اعتراف کنیم که متأسفانه این حنا دیگر رنگی ندارد و تنها باید به زور متوسل شد. آنچه در این باب نوشته شده، نه تنها امثال مرا که با آن فرهنگ بار آمده ایم نتوانسته قانع کند، بلکه پاسخگوی بی شمار پرسش های نسل امروز نیست که دیگر از تکرار بی پایان و هذیان وار این مکررات سخت به ستوه آمده است.

برای یک نمونه از این تلاش های اخیر  شورای فرهنگی و اجتماعی زنان که در سال 66 از این رو تأسیس شد که بتواند خلاً های موجود در مورد مسائل زنان را پوشش دهد و البته همچون بسیاری دیگر از نهادها تنها کاری که نکرده است، پرداختن به مسائل واقعی زنان بوده، در پاییز سال 86 دو مجلد را به موضوع «حجاب و عفاف» اختصاص داده است که از هر حیث جالب اند. مایلم برخی از مقالات و محتوای این دو مجلد را در اینجا ذکر کنم تا در مورد آشفتگی نظری بالا تنها به دعوی صرف اکتفا نکرده باشم.

در یکی از مقالات این مجموعه نویسنده در مطلبی با عنوان « پژوهشی در الزام حکومتی حکم حجاب»   با این ادعا که « از منظر فلسفۀ سیاسی حکومت ها می توانند اتباعشان را ملزم به انجام یا ترک فعلی کنند»  ، و « اقتضای حکومت بر الزام اتباع خود امری کاملاً بدیهی و آشکار است»  بر الزام حکومتی حکم حجاب رأی می دهد. فراموش نکنیم که در اینجا از استدلال نظری برای داشتن حجاب خبری نیست. دیگر نیست. بحث بر سر الزام و اجبار حکومتی آن است. یک گام جلوتر! اما این مانع از آن نیست که نویسندۀ محترم در ادامه مدعی نشوند که الزام حکومتی و اطاعت از آن «شرعی» است. البته این استدلال با عنوان اندیشۀ « تغلُّب» در تاریخ اسلام سابقۀ فراوان دارد و به هیچ رو نظریۀ جدیدی نیست، اما جا دارد این سؤال ساده پرسیده شود که چنانچه حکومت ها می توانند اتباع خود را به هر کاری ملزم کنند، در اینصورت خود پدیدۀ حکومت اسلامی که با عدم اطاعت از نظام شاهنشاهی و شوریدگی بر آن نظام سر بر آورد، چگونه توجیه شدنی خواهد بود؟ این که خود نقض آشکار مشروعیت حکومت اسلامی است.

مابقی مقالات مجلد اول این مجموعه به بررسی آیات و روایات اختصاص دارد که صد البته تازه نیست. مقالۀ پایانی این مجلد از هر حیث جالب است، زیرا نه تنها مقالۀ نخست را کاملاً نقض می کند، بلکه رویۀ حکومت را یکسره بر اساس ادلۀ فقهی زیر سؤال می برد. نویسنده  باز هم به « بررسی الزام حجاب در حکومت دینی» می پردازد و پس از در انداختن بحثی نیمه دینی، نیمه جامعه شناختی می گوید:
« در سال های نخستین انقلاب حجاب تبدیل به فرهنگ اجتماعی گردید و در بخش های زیادی بدون آنکه آن اجبارها شکل بگیرد، با اکثریت جامعه همراهی می کرد، اما از آنجا که رفتارها شکل خشونت آمیز پیدا کرد، و فلسفۀ حجاب تبیین نشد [؟] و مفهومی متفاوت پیدا کرد،امروز شاهد بی اثر شدن قانون و تزلزل اقتدار آن هستیم. » از نگاه نویسندۀ محترم عدم تبیین بحث حجاب باعث بی اثر شدن قانون و تخلف از آن بوده است. جالب تر آنکه نویسنده خود با بررسی روایات و آیات گوناگون بر این امر معترف است که « در آیات و روایات... هرگز نکته ای که دلالت بر الزام و اجبار حجاب و مجازات بدحجاب به صورت تعزیری داشته باشد، وجود ندارد...  در هیچکدام از این منابع [ قرآن و حدیث] مطلبی در جهت الزام حجاب نیامده و هیچ حدیثی مبنی بر اینکه در حکومت پیامبر، امام علی ، و حتی خلفا و حکام اسلامی ، کسی را بر عدم رعایت حجاب مواخذه و مجازات کرده باشند، نقل نشده است.»  و در ادامۀ مطلب به درستی بر این نکته تأکید می کند که در واقع عکس موضوع صادق بوده است. یعنی امامان و خلفا چنانچه کنیزی را می دیدند که سر خود را پوشانده او را وادار به ترک آن می کردند و یا به مجازات می رساندند!

مجموعه مقالات مجلد دوم نیز عمدتاً از نوع مقالاتی است که به بحث دینی حجاب اختصاص دارند. اما در این مجموعه نیز مقاله ای باز هم جلب توجه می کند با این عنوان « نقدی بر مادۀ 638 قانون مجازات اسلامی در جرم انگاری بدحجابی» . نویسنده در این مقاله یکی از مهمترین موضوعات یعنی قانون مجازات اسلامی را که اخیراً بحث از دائمی شدن آن در بین است، در مورد جرم انگاری مورد بررسی قرار داده است. در این مادۀ قانونی چنین آمده است: « هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی باشد، ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا  74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد. تبصره: زنانی که بدون حجاب در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.» نویسنده با نگاه حقوقی و شرعی قانون مجازات اسلامی را در این بندها دچار اشکال دانسته است و پیشنهاد به اصلاح آن داده است، به نحوی که لزوم رعایت حجاب را برای زنان غیر مسلمان و سالخورده قابل نقد دانسته است.

  مجموعه مقالات فوق که نمونه های آنها را در سایر نشریه ها و کتب چاپ شده در همین چند سال اخیر به وفور می توان یافت، حاوی حقایقی اند که در جدال زورگویانه در مورد حجاب اجباری به راحتی نادیده گرفته شده اند. نخست آنکه بر اساس خود این اسناد که توسط نهادهای ذیربط تولید شده اند، در مورد این مسأله اختلافات زیادی هست که آیا اساساً در شرع چیزی به نام حکم در مورد حجاب وجود دارد که حال مسنلزم تعزیر باشد؟ در واقع بر اساس همین مدارک، بی حجابی اجباری در شریعت رویه بوده است، اما حجاب اجباری هرگز. در این مورد نیز که آیا حکومت می تواند زنان را به داشتن حجاب مجبور کند یا خیر، پاسخ ها و شبهات آنقدر زیاد و آنقدر گوناگون اند که برای یک خوانندۀ عادی و غیر حرفه ای هم کاملاً روشن می شود که در هیچیک از موارد مربوط به فقه و قانونگذاری و بسیار کمتر از آن در رویۀ عملی در مورد پوشش اجباری بحث بر سر رعایت محکمات اصول شرعی نبوده و نیست. در واقع بر این اساس نه در نظام اسلامی و نه در هیچ نظام دیگری حجاب نمی تواند بر اساس دلایل شرعی اجباری باشد و مسلماً اینکه حکومت نمی تواند در این مسأله به زور متوسل شود. از اینرو قانون مجازات اسلامی نیز در این میان سندی مغایر با شرع است؛ همچنانکه متخصصین امر اذعان می  کنند.

اینها را هم سالیان سال است که می شنویم و می دانیم. بی شمار مطالب در این باب نوشته شده اند که من از آن میان تنها برخی از نمونه های اخیر را گزینش کردم. و چه دلیلی از این محکمتر که چنانچه اختلافی در این باب نبود، چرا پس از گذشت سالیان بسیار اینهمه وقت و بودجه مصروف این موضوع می شود تا پوشش اجباری را توجیه کرده و رویۀ زورگویانه در مورد آن را نیز جا بیندازند. گو اینکه هر چقدر بیشتر نوشته می شود، کمتر نتیجه می دهد و کمتر قانع کننده می شود، از آنرو که میان دستگاه های ذیربط و خود مراجع و متخصصان نیز در این باب اختلافات جدی وجود دارد.

از این هم نمی گوییم که رئیس جمهور محترمی که خود را مهر پرور می نامد، وقتی در مورد حجاب از او پرسیدند، چگونه با عوامفریبی  پاسخ داد: « آیا همۀ مشکلات ما خلاصه شده در دو تا موی خانم ها؟ آیادر مملکت هیچ کار دیگری وجود ندارد که انجام بشود؟»

جدال دائمی خیابانی در مورد حجاب این روزها رنگ دیگری به خود گرفته است. قرار است همه چیز از نو زیر چکمه له شود و کسی هم دم بر نیاورد. حتی کسانی که خود روزی به نام شرع همۀ اینها را توجیه می کردند، اکنون گرفتار صدای شوم چکمه شده و زبان در کام کشیده اند. بنابراین مسأله دیگر به هیچ رو بر سر انتخاب میان کار فرهنگی و کار نظامی در مورد حجاب نیست. مسأله بر سر خود حجاب اجباری است. از بسیاری نسل های پیش از من تا به امروز هر روز این صدا رساتر به گوش می رسد که به هر دلیل و با هر توجیهی بسیاری از زنان دیگر نمی خواهند هیچ نوع پوشش سری را اعم از چادر، روسری یا به هر شکل دیگری تحمل کنند. این صدا آنقدر واضح ، آنقدر بلند و آنقدر دیرینه و تاریخ دار است که برای شنیدن آن به لوازم کمکی هیچ نیازی نیست. همه خوب می دانند که برای موضوع حجاب تنها یک راه حل وجود دارد و آنهم  واگذاری امر پوشش به انتخاب فردی خود زنان است. اگر کیان خانواده، اجتماع، و حکومت اسلامی به حجاب وابسته شده است،پس لاجرم اشکال را باید در آن کیان، در بنیاد آن خانواده، در آن اجتماع و در آن حکومت جست که خود تجدید نظری جسورانه اما ضروری را می طلبد. اما در واقع چنین نخواهد شد، یا لاقل نه به این زودی. اکنون نظام اسلامی یا دستکم بخش های مهمی از آن تهاجمی تر از همیشه با زنان برخورد می کنند؛ به گونه ای که از ابتدای انقلاب تاکنون در هیچ حکومتی چنین رویۀ تهاجمی¬ای را نمی توان سراغ کرد. باید پرسید چه چیز این خشونت و تهاجم را که رویکرد های مربوط به حجاب تنها یکی از بی شمار ابعاد آن را تشکیل می دهد، موجب شده است؟

حجاب و مأموریت دولت مقدس

 نظام اسلامی ما از هر دولت و نظام دیگری ولو آنهم اسلامی بوده باشد، همواره برتر و بالاتر در نظر گرفته شده است. از همان ابتدای انقلاب تصور می شد که نظام اسلامی در ایران موهبتی الهی است. مأموریت مقدس مبارزه با امپریالیسم، برقراری عدالت جهانی، آزاد سازی دنیا از چنگال قدرت های جهانی و خلاصه تغییر جهان به آن سپرده شده است و بالتبع در این مسیر بسیار چیزها می بایست تغییر کنند. این ادبیات افت و خیزهای بسیاری داشته است. اما اخیراً در بیانات بسیاری از رجال سیاسی، در مکاتبات و نامه نگاری های آنها با سران جهان، با پیشنهادهای عجیب و غریب برای اصلاح دنیا و مردم آن و جز اینها از نو ظاهر شده است؛ هر چند با در نظر گرفتن وضع اسفناک اقتصادی و اجتماعی و ... دیگر کمتر قانع کننده. شاید هیچ دولتی در جهان الا نو محافظه¬کاران آمریکایی و رژیم¬های سابق کمونیستی در جهان از این حیث شبیه ما نبوده باشند که حضور خود را بر اریکۀ قدرت و در دست داشتن افسار توده ها را خواه به صورت الا بختکی یا با سرکوب شدید مخالفین و با قوۀ قهریه، چنین مقدس بدانند که به خود جرأت دهند به هر اقدامی در ارتباط با شهروندان مبادرت کنند؛ بی آنکه نگران پیامدهای آن باشند. حوادثی همچون تهاجم نظامی به عراق و افغانستان، زندان ابوغریب در عراق، خلیج گوانتانامو و جز اینها برای صدور به اصطلاح دموکراسی در جهان همانقدر از تصور این مأموریت مقدس سرچشمه می گیرند که تصور ایجاد عدل و عدالت جهانی،و به اصطلاح نجات جهان در گفتار دولتمردان نظام اسلامی. روشن است که بیش از هر چیز این گفتار در واقع ابزاری برای رفع و رجوع بحران مشروعیت سیاسی دولت هایی بوده است که همواره با آن در داخل و خارج دست به گریبان بوده اند. جالب آنکه در واقع نظام اسلامی با غصب آنچه که در آموزه های شیعی توسط مهدی موعود باید به انجام برسد، برای خود جایگاه و شأنی مقدس را قائل شده است که کمتر مورد پرسش قرار گرفته است.

سوای بسیاری مسائل دیگر این رتوریک بسیاری از طرح های امنیت اجتماعی، بگیر و ببند شهروندان، آزار و سرکوب فعالیت های مدنی و غیر خشونت آمیز و ... را عمیقاً توجیه کرده و مشروعیت نظام اسلامی را دستکم به صورتی نیم بند و در کوتاه مدت تأمین کرده است. در تمام این سالها شاهد بوده ایم که هر گاه مشروعیت نظام اسلامی به پایین ترین حد خود رسیده این رتوریک تشدید شده و بر عکس زمانی که مشروعیت مردمی آن بالنسبه بالا بوده است، این تصور نیز تا حدودی کنار گذاشته شده است. به گمان من نه تنها موضع تهاجمی حکومت در مقابل زنان بلکه بسیاری دیگر از اقدامات آن برای محو صداهای منتقدانه تا حدود زیادی از همین تصور و تخیل مأموریت مقدس و بالتبع بحران مشروعیت سیاسی نهفته در پس آن سرچشمه می گیرد. غرور و تبختر نهفته در تخیل مأموریت مقدس زمانی به تجربه های اسفباری از انواعی انجامید که در تمام سال های پس از انقلاب شاهد آنها بوده ایم. جالب آن است که برای زن ایرانی و بی آنکه از او پرسیده باشند، در این تخیل نقشی در نظر گرفته شده است که مطلقاً و تنها با پوشش اسلامی او به انجام خواهد رسید. وقتی جامعه مان می رود تا از همۀ دیگر مظاهر دین عاری شود، تنها یک چیز همچنان توجیه گر آن مأموریت جهانی خواهد بود و آنهم حجاب زنان است.

پس از یک افت نسبی، این تخیل به اشکال دیگری در رتوریک مقامات سیاسی و شخصیت های فرهنگی به ویژه در توجیه برخورد با زنان و پوشش آنها ظاهر شده است. برای نمونه پژوهشگر محترمی که انقلاب اسلامی را «انقلاب اسلامی را انقلاب حجاب»  می نامد، با همان ساده سازی همیشگی و سیاه و سفید کردنِ همۀ مجادلات و تحولات سیاسی و اجتماعی در جهان امروز ، به گونه ای هیجان زده از تصور همان مأموریت جهانی که به اعتقاد او به دنبال وقوع انقلاب اسلامی در ایران حادث شده است، می نویسد: « در بخش عظیمی در جهان اسلام که تا این زمان شیفتۀ اندیشه های غربی بود،گرایش به حجاب بیشتر شد؛ بدین ترتیب غرب پس از چندین دهه تلاش، در خارج از مرزهای خود و در حوزۀ کشورهای اسلامی، با شگفتی شاهد بازگشت مسلمانان به حجاب بود. شگفت تر آنکه در دو دهۀ اخیر، زنان مسلمان در اروپا و آمریکا نیز همچنان بر حجاب اصرار می ورزند... حجاب امروز به صورت یک مسألۀ بحران زا برای کشورهایی مثل فرانسه در آمده و هر روز جدی تر از پیش می شود. به علاوه می توان پذیرفت که امروزه حجاب در میان زنان فرهیختۀ کشورهای در حال توسعۀ مسلمان مانند مصر، سوریه، و حتی ترکیه که روزگاری کمتر زمینۀ مقبولیت داشت، مورد استقبال قرار گرفته و شمار فراوانی از زنان دانشگاهی به حجاب روی آورده اند...»  طبعاً ایشان اشاره ای به این ندارد که مسأله در ایران نیز شکل بحران اجتماعی را به خود گرفته است و از این هم سخن نمی گوید که همان نسل جدیدی از زنان مسلمان در بسیاری از کشورهای اسلامی که به قول ایشان به حجاب روی آورده اند، اگر بخواهند در خیابان های تهران یا دیگر شهرهای ایران راه بروند، مورد توهین و تحقیر قرار خواهند گرفت و قطعاً توسط مأموران انتظامی به عنوان مصادیق بارز بدحجابی و بی حجابی دستگیر خواهند شد! در عین حال به نظر می رسد دستکم بخش مهمی از آن مأموریت مقدس که در تمام این سالها هرگز به درستی معلوم نشد که دقیقاً چیست و همچنان در هاله ای از ابهام باقی ماند، آن است که زنان همۀ جهان را وادار کنیم تا پوشش مورد نظر ما را پذیرا شوند!

 رتوریک نهفته در این گفتاربه هیچ رو  تازگی ندارد. همانطور که آقای مطهری در توجیه حجاب به راسل و دیگر فیلسوفان غربی مراجعه می کند و خواسته های زنان و مردان ایرانی را یکسره کنار می گذارد، نویسندۀ مورد بحث ما نیز برای توجیه حجاب، پوشش زنان مسلمان و حتی غیر مسلمان در دیگر کشورها را به عنوان شاهدی بر صدق گفتار خود می آورد. باز هم زن ایرانی، خواسته های او و آنچه او می خواهد، کمترین اهمیتی ندارد. از دیگریِ غیر ایرانی دلیل و شاهد آوردن و از او به عنوان مرجع برای صدق سخن استفاده کردن در واقع همواره از ویژگی های اصلی رتوریک مورد بحث در باب حجاب بوده است. موارد زیادی را شاهد بوده ایم که در آنها زن غربی ای که به تازگی مسلمان شده و حجاب را قبول کرده، به عنوان دلیلی برای اثبات حقانیت اسلام و حجاب او نیز به عنوان الگوی مناسبی برای زن ایرانی مورد ستایش و تمجید قرار گرفته است! در واقع این گفتار به اصطلاح غرب ستیزِ مدافع حجاب در نهایت سر از دامان همان غربی درمی آورد که در ظاهر مورد تنفر است و ادعا می شود زن ایرانی را مسخ کرده و او را کورکورانه و تقلیدوار به دنبال خود کشیده است!  
رتوریک مأموریت مقدس در واقع به دلیل پیوند عمیق آن با بحران مشروعیت آشکارا با خشونت توأم است. بی دلیل نیست که وقتی کشورمان در آستانۀ همه نوع بحران اجتماعی و اقتصادی قرار دارد، طرح های امنیت اجتماعی هر بار به شکلی تازه ظهور می کنند و از نو به خشونت دامن می زنند. البته کسی به این پرسش ساده نیز پاسخی نمی دهد که با در نظر گرفتن ابعاد وسیع نارضایتی داخلی، آن مأموریت مقدس جهانی چگونه قرار است به انجام برسد.

   چرا به حجاب اجباری نه می گوییم؟

ما زنان سال هاست که حجاب اجباری از انواع گوناگون آن را با پوشیده گویی و فاش گویی، با طعنه، اعتراض، استدلال، مقاومت مدنی و هزاران شکل دیگر نقد کرده و خواهیم کرد .امروز اما به نظر می رسد با در نظر گرفتن رویۀ تهاجمی نظام اسلامی باید از نو در بارۀ آن سخن گفت، باید به آن «نه» گفت. باید گفتاری دیگر را آغاز کرد. موضوع را نمی توان  به سادگی و با دستور این سردار و آن سردار، با دستگیری تعداد زیادی از زنان در خیابان ها و شرکت های خصوصی و بیرون کردن آنها از ادارات و غیره فیصله داد. به نظر من جدال اصلی در راه است. جدالی که بانیان «طرح امنیت اجتماعی» و « ارتقای عفت عمومی» مبتکر آن بوده اند.

 این حجاب چیست؟ آیا آنگونه که ادعا می شود بازگشت به ارزش های سنتی است؟ به گمان من نه.
در فرهنگ و جامعۀ ما تعادل و نظم جهان و همزمان بی تعادلی و در هم ریختگی نظم آن همواره تابعی از پوشش ما زنان بوده است. اگر در اسلام سنتی زن از آن رو می بایست پرده نشین و پوشیده باشد که تعادل جامعه را حفظ می کرد و نظم آن را موجب می شد، پس از انقلاب اسلامی رویه ای معکوس شکل گرفت. در اندیشۀ انقلابیون جهان تبیین شده بود، حال نوبت تغییر آن بود و زن مسلمان با حجاب «کوبندۀ» خود نشانه ای از این تغییر جهان و به انجام رساندن آن مأموریت مقدس به شمار می رفت. حجاب بر آمده از نظام اسلامی به هیچ رو به حجاب سنتی شباهت نداشت، از اینرو که دقیقاً بر هم زنندۀ تعادل جهانی ای بود که آن مأموریت مقدس قصد به انجام رساندنش را داشت. در این گفتار نیز همچون اولی همه چیز به پوشش من زن وابسته بوده است. فرقی نمی کند تعادل باشد یا بی نظمی و در هم ریختگی. من زن باید همواره با پوششم یا مدافع نظم مستقر یا بر عکس مدافع بی نظمی می بودم. 
پوششی که در هر حال ادعا می شود اسلامی است برای ما همواره به یکی از این دو مقصد و یا همزمان به هر دو ختم شده است. هم بر قرار کنندۀ تعادل جامعه و هم مشروعیت بخش آن مأموریت مقدسی بوده است که قصد دارد جهان را تخریب و از نو بسازد. سر در گمی گفتار سیاسی در مورد حجاب نیز از همین دوگانگی و تضاد سرچشمه می گیرد و درست به همین دلیل برای زنانی همچون من پوشش اجباری مصداق بارزی از این قرار گرفتن در جایگاه نامعلوم و رفت و برگشت های مداوم و بی نهایت است. آنجا که پای خانواده و نظام اجتماعی در جامعۀ ما در میان است، من با پوششم تعادل و عفت را بنا می کنم و آنجا که پای آن مأموریت مقدس در میان است، بر هم زنندۀ آن تعادلم. نظام اسلامی به پوشش من از همین رو محتاج است.

می توانم با همۀ آن کسانی هم که درست عکس تجربۀ مرا داشته اند، نیز احساس همدلی کنم. کسانی که بر خلاف من اما باز هم به خاطر آن تعادل مردانه، آن رابطۀ قدرت و آن مأموریت مقدس مجبور بوده اند پوشش خود را کنار بگذارند. در مورد این دومی نیز باید سخن گفت. زیرا به خاطر حساسیت موضوع حجاب و پوشش اجباری وضعیت زنانی که مجبور بوده اند از خود رفع پوشش کنند، همواره به حاشیه رانده شده و مسکوت گذارده شده است.

در هر دوی این گفتارها من با حجابم، هم فاعل بوده ام و هم مفعول. آنجا که پای تعادل در میان است، اگر روسری ام، چادرم عقب  برود و اندامم نمایان شود، فاعلم و تعادل جامعه را، عفت آن را، و خلاصه همۀ آن چیزهایی را که به دست آمده در طرفه العینی به هم می زنم. نیز با حجابم به امپریالیسم جهانخوار« نه» می گویم و به او ثابت می کنم که نظام مقدس از حقانیت بی چون و چرا برخوردار است. در اینجا تعادل و نظم را برهم می زنم. این هر دو اوج نقش فاعلی من است. در هیچ مذهب و آیینی تاکنون برای زن هرگز اینقدر نقش فاعلی و اثر گذاری قائل نشده اند که با حجاب و پوشش به او داده شده است. اما  نکتۀ دیگری را هم باید  اضافه کرد و آن اینکه در هیچ آیینی نیز زن تا این حد به واسطۀ زن بودن تخریب نشده است که ما او را با حجاب اجباری تخریب می کنیم. زیرا حجاب هم منتهای نقش فاعلی زن است و هم نهایت مفعول بودن او.  اگر زن ایرانی با پوشش خود عامل ایجاد تعادل در جامعه و بی تعادلی در نظم مستقر جهانی است، اما مدال افتخاری به او نمی دهند و اصلاً آدمش به حساب نمی آورند. نقش او فقط به همین ختم می شود که تابع باشد. با اعطای این مدال، ما را چهار میخ می کنند. من این نشان افتخار را نمی خواهم. این مردان اند که از ما ایجاد تعادل یا بی نظمی را طلب می کنند. من زن محکوم به آن بوده ام که مأموریت را به انجام برسانم بی آنکه هیچ نقشی در آن داشته باشم و بی آنکه در موردش از من پرسش کرده باشند. بیشتر به عکس روی دیوار آن شبیه بوده ام.
از اینرو بحث در مورد حجاب در واقع بحث در مورد دستکم دو نوع رهیافت و نگاه متفاوت به جهان است که یکی از آنها همواره قربانی دیگری بوده است. یکی برداشت زنانی چون من از جهان است و دیگری برداشت همان آقایان و خانم هایی که خدمتتان عرض کردم. جهان من و نگاه من اما همواره در اسارت نگاه آنها مانده است. من محکوم بوده ام که جهان را از دریچۀ دیدگان آنها بنگرم . باور کنید که اگر از این دریچه جهان زیباتر می نمود، ای بسا هیچ مشکلی نداشتم، اما نیست. جهانی که من مجبور شده ام از دریچۀ چشم آقایان و خانم های مدافع حجاب که عینک خود را همواره از آقایان غرض گرفته اند، بنگرم، جهانی زشت، کثیف، نا امن، غیر اخلاقی، پر از دروغ و پنهانکاری و سخت غیر قابل اعتماد است. چگونه می توانم آن مناظر را زیبا بدانم و خود را وادار کنم که از زشتی اش رو برگردانم. می گویند حجاب محض خاطر امنیت من است، اما من با حجاب هرگز احساس امنیت نکرده ام، برعکس بیشتر احساس نا امنی و در هم ریختگی و آشفتگی داشته ام. در خیابان های شهر های ما فرقی نمی کند که شب و نصف شب و حتی وسط روز با چادر بیرون بروی، یا با روسری و یا با هیچیک.  می گویند زن با حجاب زیباتر است. پیشتر ها البته منظورشان البته آن بود که زن برای «مردان» در حجاب زیباتر است، اما اخیراً می شنویم که حتی در دانشکدۀ هنرهای زیبا که تعداد دانشجویان دختر آن از پسر ها بیشتر است، دانشجویان را مجبور می کنند که از ماکت زن چادری به عنوان یکی از مظاهر ذوق زیبایی شناختی گرته برداری کنند! من در آن زیبایی ای نجسته ام. می گویند عفت و تعادل جامعه با حجاب حفظ می شود، اگر اینطور است پس بحمدالله به نظر می رسد ما متعادلترین و عفیف ترین جامعۀ کرۀ خاک باشیم. نیستیم. ما نه قائل به آن مأموریت مقدسیم و نه هرگز توجیه شده ایم که چه کسی، کجا، چگونه و چرا این مأموریت مقدس را بر دوش نظام اسلامی نهاده است که حال ما زنان با پوشش خود بخواهیم آن را به انجام برسانیم.

من به حجاب اجباری نه می گویم از آنرو که نه فاعلیت مطلقی را که در آن به من نسبت می دهند انسانی می دانم و نه آن مفعولیت مطلق را. من نه می خواهم و نه می توانم با حجابم مسئول عفت و تعادل جامعه و نظم مستقر یا بی نظمی و آشفتگی آن باشم و نه آنکه با پذیرفتن آن، خود را انکار کنم. نگاه من به جهان از همان اعتباری برخوردار است که نگاه هر موجود انسانی دیگر.  من و میلیون ها مثل من در حجاب نه امنیت جسته ایم، نه زیبایی، نه اخلاق ، نه عفت و نه پاکی، و بر عکس بی حجابی را هم ملازم بی عفتی و بی اخلاقی و ناپاکی نمی دانیم. اصلاً به نظر ما پوشش  ملازم با پاکی و ناپاکی، عفت و بی عفتی، تعادل و عدم تعادل نیست. پوشش و حجاب بحثی یکسره مربوط به قدرت است. کاری به اخلاق و دین ندارد. 

Hi

It is so exciting to read this , as few attempts to theoretically challeneg the idea of Hejab as put forward by the islamic republic. As someone having precisely similar experiences to your with regard to Roosari and later CHADOR enjoyed reading this and .would lobe to see (and learn) more

نوشته شده بوسیله:  Fereshteh  در تاریخ و ساعت: 26  ارديبهشت  1387  13:19:03

سلام"

 حالدر مورد من ازندگی دریک کشور غربی رو هم به این دلایل بالااضافه کنید.  ! من از داشتن حجاب متنفرم و فقط به خاطر اینکه زندگیم از هم نپاشه مجبورم اونو داشته باشم.من درمقابل حجاب پافشاری می کنم و شوهر محترم اصرار بر داشتن ان دارند. تا جایی که بیشترین بحث  زندگی ما به این موضوع بر می گردد.زمانی هم بر سر بر داشتن چادر این بحث ها را داشتیم.تا اینکه یک روز من چادر را بر داشتم و ایشون مجبور به پذیزش شدند.اکنون اصلآ یادشان هم نیست که من زمانی چادری بودم. فقط زمانی که بحث حجاب به میان میاید از این مسئله استفاده می کنه به عتوان اسلحه ی دفاعی در مقابل من ! که بله تو همونی هستی که زمانی چند کیلو چادر بر سرت بود!در حالیکه من همان زمان هم فقط از ترس موقعیتم چادر بر سر داشتم . در مقابل توضیحات قانع کننده ی من هم فقط به این جمله بسنده می کنه که من تو رو را با حجاب انتخاب کردم!!!!!!!!1

نوشته شده بوسیله:  maryam  در تاریخ و ساعت: 26  ارديبهشت  1387  21:55:59

نمي‌دانيد كه چه‌قدر از خواندن اين نوشته به وجد آمدم. اشايد وقت شكستن تابوهاي بزرگي چون حجاب اجباري فرا رسيده است.

همان اصلاح‌طلبان، آزادي را معناي ديگري كردند كه مثلن بي‌حجابي از زمره‌ي آزادي راستين به دور است و ارزش آزادي فقط  در بيان آن است؛ با ترد آزادي‌هاي اجتماعي!!

خانم صادقي! جسارت و صراحت شما ستودني است. اي كاش طرح اين مبحث را فقط در حد اين نوشتار باقي نگذاريم.

نوشته شده بوسیله:  شايا  در تاریخ و ساعت: 26  ارديبهشت  1387  23:22:41

سلام

من واقعا ازاین متن لذت بردم چون این دغدغه رو من هر روز دارم. وقتی که آدم از کشور خارج می شه تازه میفهمه که چقدر به اسم دین یه عده دارن سوئ استفاده می کنن و این آزادی رو که حق طبیعی تو هست ازت می گیرن. تصور کنید که مثل من بیایید خارج از کشور و مجبور باشی چیزی رو که بهش اعتقاد نداری رعایت کنی. وای نمیدونید چقدر حال بدی به آدم دست میده.فقط به خاطر اینکه یه بورس تحصیلی از یه دانشگاه دور افتاده تو ایران گرفتی باید این روسری مسخره و نگاههای تحقیر آمیز رو تحمل کنی... خیلی سخته...

 

نوشته شده بوسیله:  سیمین  در تاریخ و ساعت: 26  ارديبهشت  1387  23:47:00

سلام

من واقعا ازاین متن لذت بردم چون این دغدغه رو من هر روز دارم. وقتی که آدم از کشور خارج می شه تازه میفهمه که چقدر به اسم دین یه عده دارن سوئ استفاده می کنن و این آزادی رو که حق طبیعی تو هست ازت می گیرن. تصور کنید که مثل من بیایید خارج از کشور و مجبور باشی چیزی رو که بهش اعتقاد نداری رعایت کنی. وای نمیدونید چقدر حال بدی به آدم دست میده.فقط به خاطر اینکه یه بورس تحصیلی از یه دانشگاه دور افتاده تو ایران گرفتی باید این روسری مسخره و نگاههای تحقیر آمیز رو تحمل کنی... خیلی سخته...

 

نوشته شده بوسیله:  سیمین  در تاریخ و ساعت: 26  ارديبهشت  1387  23:47:06

شجاعت شما ستودنی است . متاسفانه این مساله اینقدر در خانواده ها(خصوصا خانواده های مذهبی) ریشه ای و فرهنگی است که فرزندان حتی جرات فکر کردن به این مساله را ندارند .مطمئنم که شما حرف های زیادی را از اطرافیان تحمل کرده اید . من و بسیاری از دوستانم هم همین مشکل را داریم . دوستان من تسلیم شده اند . اما من ...

دقیقا احساس شما را تجربه کرده ام .همان حسی را که وقتی برای بار اول چادر را برداشتید و احساس عریانی کردید .

برای شما و اعضای کمپین آرزوی موفقیت می کنم و در انتظار روزی هستم که به شما و دوستانتان بپیوندم .

نوشته شده بوسیله:  شقایق  در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  08:40:22

سرکار خانم صادقی

با سلام مطلب شما را خواندم

مایلم در صورت امکان نظر شما را درباره نوشته زیر نیز جویا شوم

http://www.sokhan.info/Farsi/Zan.htm

با تشکر

نوشته شده بوسیله:  داریوش سجادی  در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  09:26:21

خانم صادقی

آفرین به شما که با رد همه ملاحظات بی معنا حرف دل خود را بیان کردید. ولی این یک سوال برای من هیچ موقع حل نشده است که خدایی که آفریننده این جهان است مگرامکان دارد ادیانی برای هدایت بشر بفرستد که هر شخصی بنا به نظر خود تفسیر به رای کند ؟

نوشته شده بوسیله:  امیر  در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  11:29:35

مرسی فاطمه جان. مثل همیشه علمی، جسورانه ، باصداقت و خالی از شعار. لذت بردم.

نوشته شده بوسیله:  MOLOUK  در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  15:58:23

همه حرفاتو خوندم. (هم چنین نظرها رو )

من به هیچ وجه فکر نمی کردم که نظر خانمها (به خصوص امروزی ها ) درباره حجاب این طوری باشه.

من عقیده ام مثل شما نیست ولی خلاف شما هم فکر نمی کنم ولی اینو مطمئنم که بعضی از حرفاتون از سر عصبانیت و کاملا بی منطق بود با این وجود شجاعتتون رو تحسین میکنم ............. 

 

نوشته شده بوسیله:  محمد   در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  16:39:13

همه حرفاتو خوندم. (هم چنین نظرها رو )

من به هیچ وجه فکر نمی کردم که نظر خانمها (به خصوص امروزی ها ) درباره حجاب این طوری باشه.

من عقیده ام مثل شما نیست ولی خلاف شما هم فکر نمی کنم ولی اینو مطمئنم که بعضی از حرفاتون از سر عصبانیت و کاملا بی منطق بود با این وجود شجاعتتون رو تحسین میکنم ............. 

 

نوشته شده بوسیله:  محمد   در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  16:39:34

بسیار ستایش‌برانگیز است هرگاه کسی جواب بی‌خردی را با خردمندی می‌دهد، جواب زور را با نوشتن. سکوت طولانی مدت این توهم را (دست کم برای آنانکه قدرت تحدید رفتار دیگران را دارند) ایجاد کرده است که تمامی زنان به این وضع تحمیلی رضایت دارند. 

نوشته شده بوسیله:  باوند بهپور  در تاریخ و ساعت: 27  ارديبهشت  1387  23:40:00

salam

 

neidoonam marz haye in neveshteh ta kojast vali baraye man ke "science" mikhoonam va moteassefaneh ba sociology o psycology ashna nistam harf hatoon  mesl e theroy haie mimooneh ke az experiment haye tooye lab navashteh shodeh (albatteh na ghesmat e tajrobeh haye shakhsi)... kamelan dorost be nazar miresan o ba aghl o mantegh joor dar mian...faghat nemidoonam  che joori bayad piadashoon kard dar keshvar e islami e ma...shaayd lazem bashe dobareh bekhoonam neveshtatoon ro ta befahmam.

p.s. man dar iran zendegi nemikonam ...hich vaght ham hejab nadashtam...az oryani e mallat dar inja (california) ham yek kam sar gijeh gereftam, na inkeh naghd konam az lahaz e dini, az lahaz e hoviat ie saram gij mireh ke in khodesh "is another topic for another conversation" be estelaah...

 

pirooz bashid o por nafas

 

نوشته شده بوسیله:  sara  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  03:42:45

سلام خانم صادقي

مقاله تان را خواندم .  عليرغم اينكه  شخصاً  با حجاب اجباري مخالفم. اما متاسفانه بايستي اذعان كنم متني كه شما نوشته بوديد را نمي توان در چارچوب مقالات علمي طبقه بندي كرد. زيرا اصلا معلوم نبود كه منظور شما از حجاب چيست چادر؟ روسري؟ پوشش سر؟ پوشش بدن؟ مضافاً اينكه مكتوب شما بيشتر به يك بيانيه سياسي اجتماعي مي ماند تا يك بحث منطقي

اما نكته اي كه در نوشته خود بدان اشاره اي ننموده بوديد در خصوص  ارايش هاي غليظ و پوشش هاي بسيار تنگ و نامناسب بود ( كه بنده هرگز شبيه ان را در دانشگاههاي انگلستان نديده ام). همانگونه كه حتما مستحضريد بسياري از انديشمندان معتقدند كه  اين طرز پوشش نيز همچون حجاب معادل پررنگ كردن جنسيت است، 

حال سوالي كه از شما دارم و بسيار مايلم پاسخش را از شما بشنوم اين است كه ايا چنانچه اكثريت قريب به اتفاق زنان جامعه ما اينگونه انتخاب نمايند كه  با ارايش هاي غليظ و پوشش هاي غريب كه انها نيز همانند چادر جيغ زدن جنسيت زنان است وارد جامعه شوند..در اين حال شما بازهم معتقديد كه عيب از كيان خانواده است كه با اين طرز پوشش به خطر مي افتد؟

نوشته شده بوسیله:  هيچكس  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  07:38:03
سلام
حرفاتونو خوندم همه درست اما يه جا گير داره اونهم اينه که چه اندازه؟
 
يکي از دوستهام که تو يه کشور اروپايي است يه بار گفت اگه ديدي اينجا يکي از همه دامنش کوتاه تره بدون ايرانيه.
 
همه اين مسئله به شما صدمه مي زنه اين حرف نمي زنه؟
من خودم از چادر متنفرم و يه آدم معمولي هستم اما وقتي مي بينم که يه خانومي ديگه شورشو در آورده حالم بهم ميخوره.

اگه اون عکس شما باشه اون بالا مي بينم که شما هم مانند من و خيلي هاي ديگه پوشش داريد اما نه جلف نه زشت.

چرا ايراني ها معروفن به زياده روي؟

اما يه اشکال ديگه هم هست که من بارها فريادش زدم و همه سکوت کردن اونم اينه که زنان ما مجبورن حجاب داشته باشن که مردان ما به حرام نيفتن.

اي داد بيداد يعني آقايون اينقدر خودشونو به ذلت ميندازن که بانوانشونو مجبور به اين کار کنن چون نمي تونن خودشونو کنترل کنن؟

پس اينجا دو تا اشکال هست.

1 زياده روي کردن بعضي ها که عده زياديشون معلومه که چکاره اند که ما چوبشونو مي خوريم.

2 سست عنصري مردان جامعه که چون نمي تونن چشم و جسم و روحشونو کنترل کنن واسه اينکه خودشونو راحت کنن ديگرانو به زحمت ميندازن.

براي خيلي چيزا متاسفم
نوشته شده بوسیله:  مهشيد  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  07:40:42

سلام

به نظر مي رسدكه جوهره اصلي نوشته شما اين باشد كه به علت اينكه مبناي تئوريك و فلسفه قانع كننده اي براي حجاب نيافتيد اينگونه نتيجه گيري نموديد كه : حجاب امري ديني يا اعتقادي نيست بلكه امري سياسي است.

بنابراين پرعجيب نيست كه در نقد اين پديده بيشتر از نظريه پردازي فلسفي و اجتماعي..به تحليل سياسي روي اورده ايد

اما سوالي كه مطرح مي شود اين است كه چنانچه شما حجاب را امري سياسي مي دانيد ايا بدحجابي و پوشش هاي نامناسب و ارايش هاي بسيار شديدي را كه در جامعه مشاهده مي كنيد و مي كنيم را نيز از مصاديق نافرماني مدني يا اعتراض سياسي مي دانيد كه با حل شدن معضلات سياسي مرتفع مي گردد؟

ممنون

ياحق

نوشته شده بوسیله:  فائزه   در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  07:56:12

فاطمه جان سلام

نوشته جالبی بود که به خصوص در مقدمه آن میشد حس خیلی ازافرادی رو که به شکل سنتی مجبور به داشتن حجاب شدن درک کرد.

من علیرغم مخالفت شدید با بحث حجاب اجباری،می خواستم بگم که احتمالاٌ باید بین چادر و حجاب تمایز قائل شد و منهم کاملاً موافقم که چادر یک پایه دینی نداره و فقط عرفی اجتماعی است که متاسفانه از سوی حکومت به عنوان مصداق حجاب معرفی شده و دوم اینکه من به عنوان کسی که از همون سنی که تو در موردش صحبت کردی حجاب داشتم می خواستم بگم که هرگز این موضوع نتونست حس تحقیر در من ایجاد کنه و هرگز هم شیوه چادر پوشیدن من و یا سایر اعضای خونواده ام بسته به جایی که بودیم تغییر نمی کرد و همیشه به یک شکل بود.می خوام بگم تجارب دیگری هم در مورد چادر وجود داره/

نوشته شده بوسیله:  هدی  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  08:52:28

سلام

از دل خانواده ای افراطی چون آقای خلخالی که شما دختر ایشان هستید دور از انتظار نبود که چنین دگردیسی هایی در شما پدید آید.و البته کرانه آن تا کجا باشد؟

نوشته شده بوسیله:  میر چخماق  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  11:38:16

بسم الله. سلام. خانم صادقي؛ هر چند به نظر مي‌رسد كه بيش از بس‌ياري ديگر با روحانيت ارتباط داشته‌ايد، اما تحليل‌ها و نقل‌قول‌هاتان قدري دچار خدشه است، كه به عنوان يك طلبه فكر نمي‌كنم كه بشود اين بيانات را به نحو تام به جريان حوزه و روحانيت نسبت داد. احساس مي‌كنم قدري تجديد نظر در لحن و نقل و پردازش بد نباشد.

نوشته شده بوسیله:  صدرا  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  13:59:55

اینکه می فرمایند من از فلان آخوند مشهور شنیدم ( و از او اسمی هم نمی آورند) استدلال بحساب نمی آید و اگر بخواهیم آنرا استدلال بحساب بیاوریم نقضش این می شود که:(من از اخوند مشهور تر از او پرسیدم و مخالف شما حرف زد)

اگر می بینید هنوز هم در جامعه ایران حجاب محسوس است ابتدا بخاطر ضعف استدلال طرف مقابل (خط فکر شما) و بعد بخاطر اجبار است. برای بنده واقعا این استدلال تاسف آور بود چون در یک جلسه علمی بغیر از خنده حضار و همچنین پایین آوردن علمیت متکلم نتیجه دیگری ندارد!

نوشته شده بوسیله:  تشیعی  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  16:07:04

جناب داریوش سجادی،مقاله خانم صادقی و به طبع مقاله شما را خواندم. چون جایی درمطلب شما ندیدم برای کامنت گذاشتن اینجا کامنت گذاشتم. یک سوال دارم از شما: فرض کنیم که نظراتتون واقعیت جامعه باشه فکر نمیکنید من این آزادی رو دارم که اون چیزی رو که فکر میکنم درسته تبلیغ کنم و در جامعه گسترش بدم؟ من یک مرد هستم و حجاب رو در بهترین حالت توهین به خودم وهمسرممیدونم چون اساس فلسفه حجاب در اینه که نه من نه همسرم در صورت نداشتن قید و بند توانایی کنترل بر خواسته های غریزیمون رو نداریم ! آیا متن کلام شما همینو می خواست به ما بگه؟

نوشته شده بوسیله:  kiyan  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  16:22:02

salam jigar man moafegham ke hejab chize sakhtist manam az ye khanevadeye taghriban kamy ta ghesmaty mazhaby hastam ama motasefane tanha masalei ke roayatesh baram sakhte hejabe ama in  be in many nist ke be hejab eteghad nadaram man monkare ayehaye sarih qoran dar sureye nur nemisham kasany mese shoma ham ino khub midunid valy bara ensanha rahattare ke khodeshuno be nafahmy bezanan be omide ruzy ke khoda hamamuno hedayat kone:D

نوشته شده بوسیله:  hermouny  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  16:35:45

 ممنون ميشم اگه پست منو در مورده اين مقاله بخونين

 http://roseball.blogspot.com/2008/05/enemy-at-gate.html

نوشته شده بوسیله:  30clark  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  17:27:27

با سلام

مثل همیشه پیشتاز در بین ناگفته ها- نمی دانم چرا پس از خواندن مقاله یاد ژاندارک افتادم...

نوشته شده بوسیله:  hasan  در تاریخ و ساعت: 28  ارديبهشت  1387  17:36:15

شما کاملا درست می فرمایید که این حنا دیگر رنگی ندارد چون آن ماموریت مقد س که کشاندن  نیروهای نظامی امپریالیستی به منطقه خاورمیانه بود به پایان رسیده است. و برای انجام این ماموریت مقدس نزدیک به سی سال با نفی آزادیهای بدیهی مردم آنها را مشغول کرده و به مسلخ کشیدند . شما هم خوش آمدید به صحنه ی مبارزه با حجاب اجباری !

نوشته شده بوسیله:  سحر  در تاریخ و ساعت: 29  ارديبهشت  1387  17:05:39

salam be sahebe nazar khanoome sadegi

shoma harfe dele millionha zane irani ra mizanid ke aslan nemifahman chera bayad ejbaran joori lebas bepooshan ke sardam darane jomhoori geire mardomi eslami mikhahand,

Man va amsale man bozorg shode dar madarese bad az engelabin, madaresi ke be ma ba zoor mikhastan begabooloonan ke zan dar hejab chon sadaf mahfooz mimanad, harche bishtar yad gereftim, harche bishtar be omge in falsafe raftim, anra TOHITAR yaftim

 poosheshe ensanha masalee fardist, masalee shkhsist,

man ke 2 sale dar alman zendegi mikonam, majboor nistam onjori ke jomhoori eslami ma ro majboor mikard lebas bepoosham, kheili kheili bishtar dar amniat hastam va jame am va madrane in jame ham arzeshe bishtari baraye zanane gael hastan ravabete ensanha sadegane tar az ast choon nimi az jame ke zanan hastan tahte solte o shekanje zire feshare ejbari hejab nistan, 

Ensaniate zanan va arzesheshoon be lebaseshoon nist  ,

inja doroee estafade az ensanhe baraye sobate dictatori be hich onvan ba iran gabele mogayese nist,

dar jame moteragi hogooe avalie ensani, mesle taeene noe pooshehs az masaele badihist,

Masale Hejabe Ejbari Onja hamoon tar ke shoma be zibaee neveshtid baraye Khord kardane zanan, baraye sarkoobe nimi az jame, va baraye shedat bakhshidan be sansoor ast, sansoori ke mardan ham baziche an shavand ke sansoorhaye daroone khanevade ra afzayesh dahand, va avamele sarkoobe zanan dar dakhele khanevade bashand,

 

DAGDAGE JOMHOORI ESLAMI,

SARKOOB ast, SARKOOB ba terore nimi az jame tavasote HEJAB

Paeen negah dashtane jame, mashgool kardane jame va sarkoobe jame ba chenin dalayeli

HEJAB DAR JAME IRAN FAGAT JAHATE SARKOOB ZANAN AST,

va Hich kasi az sarane oon mamlekat delesh baraye kanoone khanevadehaee dar fagr va etiad va bikari misoozan nemisooze,

merci az magalatoon,

be nazare yek akmping ham rah biofte baraye amzae NA BE HEJABE EJBARI motmaenan kheili morede estegbal garar migire,

  ,,

 

نوشته شده بوسیله:  zane irani  در تاریخ و ساعت: 29  ارديبهشت  1387  21:39:35

درود و آفرین بر شما خانم فاطمه صادقی

باعث خوشحالی  ست که جنبش فکری و آگاهی بخش زنان ایران از وجود اندیشمندان و نویسندگانی چون شما برخورداراست . کوشش های امثال شما امیدهای فراوانی بر می انگیزد زیرا وجود کسانی چون شما نشان می دهد که از دل همین نظام نیز می توان به ظهور انسانهایی امید داشت که صدایشان صدای  بشریت و صدای آزادی است. سعادت  مردان و زنان آیندهء ایران به وجود کسانی چون شما سخت نیازمند است.

پیروز باشید.

م.سحر

نوشته شده بوسیله:  م.سحر  در تاریخ و ساعت: 30  ارديبهشت  1387  12:56:38

آفرین به شما خانم صادقی

منهم ازهمان نسلی هستم که انقلاب کردم بدون روسری و مجبور به ترک کشورم شدم , البته نه بخاطر فقط روسری, روسری قسمت پیش پا افتاده و کوچک آن بود. همانطور که در مطلبتان به آن اشاره کرده اید بسیاری از علما به این مسئله اذعان دارند که حجاب آنطور که آقایان ادعای آن را دارند نه در قرآن است و نه در شرعيت . شما لااقل به عنوان کسی که از نزديک با این مسئله برخورد داشته ايد و به قول معروف آن را لمس کرده ايد می توانید در مورد آن قضاوت کنید.

من همانطور که با حجاب اجباری مخالفم با برداشتن حجاب به طور اجباری هم  مخالفم چون پوشش یک امر شخصی است مگر ما زنها در مورد پوشش مردها اظهار نظر می کنیم که آنها بايد در مورد پوشش ما اظهار نظر کنند. اگر در ذهن این آقایان برابری زن و مرد جایی داشت هرگز به خود اجازه اظهار نظر در مورد پوشش ما زنها را به خود نمی دادند و آنقدر بحث های انحرافی مطرح نمی کردنند (مثل آقای سجادی های ) یا در مورد اینکه مثلا زنها و دخترهای ایرانی افراط می کنند در آرایش یا لباسهای تنگ و غیره  ... اینها همه نتیجه نبودن آزادی انتخاب است و نتیجه جامعه ای که می خواهد از زن یک موجود منفعل و عروسکی بسازد وقتی زن همانطور که در مقاله اتان به آن اشاره کردید گوهری است که باید در صدف باشد عمل اعتراضی به نمایش گذاشتن آن گوهر است. بهرحال مقاله شما آنقدر جالب و آموزنده بود که احتیاج نیست چیزی به آن اضافه کنم. دوباره آفرین فکر نمیکردم دختر خلخالی بتواند آنقدر انسان جالبی باشد. اینهم از پیش داوری هایی است که متاسفانه در ما انسانها است.

 

نوشته شده بوسیله:  Laleh  در تاریخ و ساعت: 31  ارديبهشت  1387  13:15:25

سلام خانم صادقي

براي کساني که علم را از واقعيت هاي اجتماعي جدا مي کنند،نوشته شما"علمي " نيست. اين هم از آن روش هايي آنچناني است براي پس زدن و ايجاد ارعاب در نويسنده.اين که زني مي خواهد صداي دختران و زناني  که هر روزه در کوچه وخيابان بخاطر حجاب مورد خشونت قرار مي گيرند، باشد و با چنين ارعاب هاي "علمي" کنار زد، چيز جديدي نيست.تيغ "عالماني"که از هجره ها و پستوهاي حوزه ها با ژست هاي من دراوردي "علمي"سربلند کرده اند ديگر نمي برد.

بخاطر اينکه بجاي شلنگ تخته هاي "علمي" چنين "عالماني"در توجيه حجاب،دفتر زندگي را بازکرديد و از آنجا به بخشي از يسرکوب و سلطه عليه زنان اشاره داشته ايد. تشکر

نوشته شده بوسیله:  سعيد  در تاریخ و ساعت: 31  ارديبهشت  1387  17:53:14

سلام خانم صادقي

براي کساني که علم را از واقعيت هاي اجتماعي جدا مي کنند،نوشته شما"علمي " نيست. اين هم از آن روش هايي آنچناني است براي پس زدن و ايجاد ارعاب در نويسنده.اين که زني مي خواهد صداي دختران و زناني  که هر روزه در کوچه وخيابان بخاطر حجاب مورد خشونت قرار مي گيرند، باشد و با چنين ارعاب هاي "علمي" کنار زد، چيز جديدي نيست.تيغ "عالماني"که از هجره ها و پستوهاي حوزه ها با ژست هاي من دراوردي "علمي"سربلند کرده اند ديگر نمي برد.

بخاطر اينکه بجاي شلنگ تخته هاي "علمي" چنين "عالماني"در توجيه حجاب،دفتر زندگي را بازکرديد و از آنجا به بخشي از يسرکوب و سلطه عليه زنان اشاره داشته ايد. تشکر

نوشته شده بوسیله:  سعيد  در تاریخ و ساعت: 31  ارديبهشت  1387  17:53:27

سلام ... در مورد چگونگی و احساسات نميتوانم انچنان ابراز نظر کنم با انکه درک ميکنم، اما با نتيجه (دو جمله آخر) کاملا موافقم ... دقيقا همين هست!!!

وقتی نظام اعمال کاملا شخصی (مثل پوشيدن لباس) را تايين کند و ما گوش کنيم و انجام دهيم، آماده برای هر فرمانی هستيم و وابستگی و نیاز خود اعلام میکنیم.   و چنين پايه نظامی که موجوديتش بر نيازمندی و وابستگی مردم هست، تامين ميکنيم.

اين عمل هم در محيط کوچکتر هم ميشود مشاهده کرد: وقتی ميخواهی کودکت، دخترت، خانمت بدون دليل مناسب و فقط از روی نياز و وابستگی در کنارت بماند البسه او انتخاب ميکنی و تا وقتی او حرف گوش کرد، خيالت راحت هست که زحمت جدی نبايد بکشی و از اراده او برای برآورده کردن خواستهای خود بجای خواستهای تو بترسی ....

نوشته شده بوسیله:  آرمين گيله​مرد  در تاریخ و ساعت: 31  ارديبهشت  1387  18:54:34

گسترش اسلام درعربستان(حجاز) منجر به پيچيدن زنان داراي اقتدار و فعال قبل ازاسلام درچادر وخانه نشين كردن آنان مي باشد. درمورد ادعاي من در پيچيدن زنان درچادر ذيلا به سوره اي از قرآن اشاره مي كنم:

آيه 59 از سوره احزاب چنين به زنان پيغمبر ونيز زنان مومنان تكليف مي كند:

‹‹ يا ايهالنبي قل لازواجك وبنتك ونساء المؤمنين يدنين عليهن من جلاييهن ذلك ادني عن يعرفن قلا يؤذين  وكان الله غفورا رحيما...››

‹‹  اي پيغمبر به زنان ودختران خود وزنان مومنان بگو كه خويشتن را با چادر بپوشانند. دانستن اين موضوع متضمن راحتي ونفع آنهاست وآنانرا از آزار شدن حفظ خواهد كرد وخداوند آمرزنده ومهربان است...››

از آيه فوق چنين نتيجه گيري ميشود كه اولا- زنان ماقبل اسلام عربستان از چادراستفاده نميكرده اند واسلام آنانرا مكلف به پيچيدن درچادركرده است. ثانيا- دستور آيه نامبرده يك دستور مردانه و زيركنانه است تا زنان را ازاجتماع منزوي كند. حال اين سئوال پيش ميآيد كه چرا پيغمبر به مردان زن آزاردستور نداده است تا بچشم خواهر- مادري به زنان بنگرند واز اذيت وآزارزنان خودداري كنند؟ البته تنهااين آيه نيست كه  مقام زنان رادرمقابل مردان تخفيف ميكند. آيات مربوط به شهادت وارث نظر اسلام را درمورد دون دانستن زنان به صراحت اثبات كرده و ارزش اجتماعي وانساني زن را نصف مرد تعيين ميكنند.

درمقابل، عده اي اين نظرراتبليغ ميكنند كه اسلام مقام زن بي مقام قبل ازاسلام را والاتر وبرتركرده است. اين نظريه داراي هيچگونه ارزش تاريخي نميباشد ومروري برشاهزاده نشينهاي حجاز كه زنان برآنها حكمروائي ميكرده اند خط بطلاني براين نظر ميكشد. خديجه همسراول پيغمبر كه از زنان بسيار متمكن وثروتمند قبل از اسلام بوده وبه كار تجارت اشتغال داشته، صحت نظر بالا را رد ميكند. 

 

 

 

 

 

نوشته شده بوسیله:  علي كبيري  در تاریخ و ساعت: 1  خرداد  1387  07:31:15

باعرض پوزش ازخوانندگان محترم. به علت تنگي وقت، مطلب بالا باعجله نوشته شده ولذا داراي غلطهاي انشائي ميباشد. اميدوارم خوانندگان ازاين بابت برمن خرده نگيرند.

نوشته شده بوسیله:  علي كبيري  در تاریخ و ساعت: 1  خرداد  1387  09:13:38

سلام . نمي دانيد از خواندن اين متن چقدر لذت بردم . و بيش از موضوع و تشکر از طرح اين مسئله از بيان متقن و مودبانه فصيح و شجاعانه شما سپاسگزارم . بسياري از ما آنچه را گفته ايد با تمام وجود تجربه کرده ايم و سوالات بي پاسخي که هرگز جواب منطقي براي انها دريافت نکرده ايم و با جستجو نيز نيافتيم. سوالي که هميشه در ذهن من بود اينکه خداي عالم با جود و کرم بسيار خورشيدي درخشان و زيبا و گرمابخش افريده و ان را به رايگان به همه زمينيان از ادم و حيوان و گياه ارزاني داشته ولي چگونه است که بدن زن مسلمان شيعي حق بهره مندي از ان را ندارد شايد براي هيچ مردي قابل درک نباشد حسرت ازادانه و رها ايساتدن زير نور خورشيد و احساس گرماي ان را بر موها و صورت و دستها و پاها . اما اگر زن مسلمان ايراني در سرزمين و شهر ديار خودش بخواهد چنين چيزي را تجربه کند بايد مکان امني بيابد ( حتي در يک روستا نيز نمي توان مکاني خالي از نگاه نامحرمان پيدا کرد ) بايد هزينه بدهد و خود را به محل شناي بانوان برساند آن هم نه در هر شهر و مکاني در محلهاي بسيار بسيار محدود تا بتواند گرماي خورشيد را بر وجود خود احساس کند .

در خصوص عدم اعتقادعميق قلبي  مردان و مجريان قانون بر انچه که امروزه حجاب ناميده مي شود نيز اين مثال را مي توانم بياورم که چندي پيش براي تدريس درسي به دانشگاه شاهد دعوت شدم و من نيز براي کار آماده شدم و طرح درس تهيه شد . درست روز قبل از شروع کلاسها زنگ زدند و ضمن هماهنگيهاي نهايي گفتند لطفا فردا با چادر به محل دانشگاه بيائيد و وقتي من مخالفت کردم گفتند شما هنگام ورود به دانشگاه ان را بر سر کنيد و من مشگفت زده از اين استدلال که اينان چه مي پندارند حاضرند روح و مغز جوانان اين سرزمين را به من بسپرند ولي ظاهر مرا قبول ندارند اينها چه مي گويند يا من شايسته حضور در کلاس و تدريسم و مي توانم در شان يک استاد قرار بگيرم چه علمي و چه اخلاقي و يا نيستم اين بازي ابلهانه چيست ؟ جز اينکه مجريان هم خود اعتقادي به اين امر ندارند فقط در يک چرخه ابلهانه از دستورات و بايدهايي که معلوم نيست از کدام روح بيمار خارج مي شود دست و پا مي زنيم. همچنان که در پاسخ من گفتند ما مقصر نيستيم اين شيوه اين دانشگاه است. 

از ان ابلهانه تر قوانين ورود به برخي دانشگاهها و بيمارستانها است. مانند بيمارستان بقيه الله که استفاده از چادر در آن اجباري است . حال شما فکر کنيد خبر بيماري عزيزي را به شما داده اند و شما با همه شان و شون زن مسلمان ايراني در حالي که حجاب اداره اي مرسوم را داريد يعني مانتو گشاد رنگ تيره و مقنه خود را هراسان به اين مکان مي رسانيد که در آخرين لحاظ حيات پدر مادر و عزيزي بالاي سر او باشيد و در هنگام ورود زناني چادر به سر که نيمي از آنچه که تو در راه فراگيري دانش و علم و فهم و کمالات طي کرده اي را نگذراه اند و براي امرار معاش بر نگهباني بيمارستان ايستاده اند نگاهي به تو مي اندازند که خود را با زنان هرزه خياباني يکي مپنداري و چادري را با گرفتن کارت شناسايي به تو مي دهند که بروي و خود را به بيمارت برساني . بعد در همان بيمارستان کادر پرستاري با مانتو و مقنعه در حال انجام کار هستند اخر اين منطق بيمار گونه را چگونه هضم کنيم و به کي پناه ببريم . اين شيوه ها براي مني که خود زماني حجاب چادر را انتخاب کرده بودم اعتقادي باقي نگذاشت چه برسد به اناني که از اول به اين مسئله بيگانگي داشتند.   

نوشته شده بوسیله:  آذر   در تاریخ و ساعت: 1  خرداد  1387  10:32:10

آفرین - این مقاله نشان از تربیت صحیح مرحوم خلخالی است که فرزند حرف جدیدی برای گفتن دارد . آنان که به ایشان ایراد دارند احتمال زیاد ریگی به کفش دارند و الا ما قمی ها کاملا با او و خانواده اش آشنا بودیم که سه بار وکیلشان کردیم . بر خلاف بسیاری آقا زاده های امروزی( که حتما چند تاشان را می شناسید.) همه فرزندان ایشان تحصیلات عالی دارند و با دسترنج خود کار می کنند. موفق باشید.

نوشته شده بوسیله:  زهرا-ص از قم  در تاریخ و ساعت: 1  خرداد  1387  10:58:47

تو كه اين همه ادعا ميكني از قتلهايي كه پدرت مرتكب شده  چي؟    خجالت ميكشي ؟

نوشته شده بوسیله:  Iran  در تاریخ و ساعت: 1  خرداد  1387  18:20:51

در روزگاری زندگی می کنیم که به حق باید روزگار بی غیرتی و بی بته گی نام بگیرد. و این صفات به خصوص برازنده ی روحانیتی ست که تمام این گردن کلفتی های وقیحانه با سپر ابای آنها صورت می گیرد اما جز یکی دو نفر معدود - مثلا آقای یوسفی اشکوری که به خاطر بیان همین نظر در مورد مبنای عرفی حجاب خلع لباس شد و سال ها زندان کشید - بقیه عافیت طلبی پیشه کردند و نمی دانم آفتاب ظهر دولتشان تا کی آن بالا می ماند! در این اوضاع و احوال قلندری که از طنز روزگار دختر خلخالی مشهور باشد از کجا درآمد و سخن های درشت درشت گفت و همه راست! باید چه گفت؟ تحسین کرد؟ بهت زده شد؟ گریه کرد؟ پوزخند زد؟ هیجان زده شد؟ حقیقتاً که یکی از مشکلات ما در این روزگار این است که واکنش درست چیست؟

به هر حال از دلاوری این زن سپاسگزارم

به قول آن ترانه ی مشهور:

ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش---- یه کم از اون عطر غیرتت رو مام بپاش!

 

نوشته شده بوسیله:  نیما قاسمی  در تاریخ و ساعت: 2  خرداد  1387  00:23:10

حرف حق جواب ندارد.  متن و طرز نوشتن و استدلال شما کاملا منطقی است. به شما و تمام زنان ایران زمین تبریک عرض میکنم. نمیدانم چی بگم، ولی حرفهای شما دهن هر استدلال دیگر را باید ببندد. خوهشا این مفاله را برای احمدی نژاد بفرستید.

درود  بر شمـــــــــــــــــــــا

نوشته شده بوسیله:  کوردی  در تاریخ و ساعت: 2  خرداد  1387  02:23:31

واقعا شما دختر صادق خلخالی هستید؟

هیچ فرزندی نباید گناه های پدر خود را به دوش بکشد و نمیکشد. پدر شما یکی از اقوام نزدیک من را در کردستان به جرم کرد بودن و بدون هیچ دلیل و دادگاهی اعدام کرد. البته او تنها نبود وپدر شما  هزاران نفر  دیگر را اعدام کرد. البته شما ببخشید. اصلا منظور شخصی نداشتم. فقط خواستم بگویم که شما به عنوان دختر صادق خلخالی نباید از هیچی بترسید. این انقلاب اسلامی به پدر شما مدیون است و اگر پدر شما نبود، شاید تاریخ  انقلاب طوری دیگر رقم میخورد. منظورم این است که شما به بهانه اسم پدرتان خیلی کارهای دیگر و آشکاراتر میتوانید بکنید. اول فکر کردم که خیلی شجاع باید باشید که این مقاله را نوشته اید. ولی اگر شما واقعا دختر خلخالی هستید؟!  هیچ شاهکاری نکرده اید و اصلا هیچ ارثی از پدر نبرده اید.

پیروز و موفق باشید

نوشته شده بوسیله:  کوردی  در تاریخ و ساعت: 2  خرداد  1387  04:42:00

خانم دكتر سلام

درتمامي ساعتهاي دوتر مي كه با شما كلاس داشتم آمدم ونيامدم همچنان ازينجور تحليلهاي شما چيزي سر درنياوردم ازين احساس عجيب وغريب يك بار سوال كردم همانروزي كه حالتون هم يه كمي خوب نبود سر كلاس گفتيد ببخشيد چون من يه دختر بدنيا آمده ام! اين يعني چي ؟

باز هم نفهميدم معني اين حرف و ازين دست حرفها چي ميتونه باشه.

بخدا توي فاميل ما دختر خانوم ها بسيار محترم هستند بعد ازينكه روسري بسرشون ميگذارن انگار مدال به سينشون زدن واين احساس رو دارن شما چرا وچجوري توي يك خانواده مذهبي احساس تحقير كردين من نميتونم بفهمم شايد بعدا فكر كرديد يا به شما القا شده كه اون روسري تحقير بود اين رو هم بگم انصافا در پوشش شما تا به اين عكس طي حداقل دوسالي كه از نزديك دردانشگاه و 4 سال از بيرون مي شناختمتون عكس يا بطور مستقيم حجاب كمتر از حدود اسلامي نديده بودم و دليل حرفهاتون رو نميفهميدم.

بخشي از نوشته ها تون ابعاد سياسي داره كه نميخام ابراز نظري دربارش داشته باشم چون ممكنه فكر كنيد بخاطر عدد10 در انديشه ب بوده اما دربخش نظري بايد خدمتتون عرض كنم اون جاهايي كه براي حجاب وحدو.دش نيازي به مقاومت مدني نيست آيا زنان درامنيت بسر مي برند واز رفاه برخوردارند به لحاظ رواني وروحي نه  حداقل اين چيزي كه من ميدونم نيست.

نوشته شده بوسیله:  حسين بابازاده  در تاریخ و ساعت: 4  خرداد  1387  10:48:19

همچنين مي خام عرض كنم اين آزادي درجاهايي خوب هست البته شايد توام با نسبيت اما محصولش چي بوده وهست؟

واما دررابطه با اجباري بودن حجاب بايد عرض كنم بنظر من آب زلال زلاله وپاكه وخيلي خوب اين مرحله رو قبول دارين اين آب ممكنه اگر مديريت وكنترل نشه سيل بشه وويران كنه اين هم فكر ميكنم قبول داشته باشيد اما نكته ديگه اي كه هست اينه كه اگر همين آب روي خاك حركت كنه روي روغن وگازوئيل وهرچيز ديگه اغي آلوده ميشه واونوقت آلوده هم ميكنه در ثاني من بيشتر خانمهاي بد بحجاب يا اساسا بي حجابي رو كه ميشناسم اغلب فرصتهاي روز وشبشون رو حاشيه هاي همين بي حجابي وبعد البته تن نازي وچيزهاي ديگه تشكيل ميده.

چجوري بايد من وما قبول كنيم كه آب يك ماده بسيار ساده بايد محفوظ باشه ووجود انساني ول باشه وافتاده برسر هرراهي قبول كنيد ونكنيد بي حجابي وسوسه هاي ايجاد ميكنه كه باعث ميشه زن ومرد بيشتر ازينكه فكر انسان بودن باشند ورشد انساني (حالا حتي از نوع مدرنيستي اش نه اسلامي)فكر مسائل جنسي خواهند بود واين تعارف والبته ترديد نداره مستنداتش در هزار ويك گزارش خبري از تجاوز وخشونت جنسي درغرب موجوده(اگرچه بعضي از اشكالش در شرق هم هست وقاعده اي بدون استثنا نيست)

باانصاف ابراز عقيده كرده بهتر از حتي صادقانه حرف زدنه.

بايد عرض كنم با خواندن بخشهايي از عباراتتون خنديدم مثلا اون جايي كه گفتيد يا نوشتيد دررابطه با احساس اولين بار پوشيدن روپوش وروسري.

اما بخش ديگري از نظراتتوئن درباره مناسبات خانوادگي در سفت وشل گرفتن چادر بر ميگرده به يك فرهنگ خونوادگي خاص كه تعميم دادنش به كل امري نا موجه بنظر مي رسه.

ضمن اينكه من فكر مكينم اون نوع كنش شما متاثر از نوعي نگاه به احترام نسبت به افراد بوده واز حس مهمان نوازي ايرانيان ناشي ميشه نه از ضعف افرادي كه ميدانند حساسيتهاي مذهبي ديگران چيست بيشتر رعايت ميكنند تا دراون فرد حس رضايت ايجاد بشه همچنان كه من در گفتگو با خانمهاي مذهبي سعي ميكنم اصلا به اونها نگاه نكنم چون ميدونم اين حس رضايت رو ايجاد ميكنه اما شايد دررابطه با غير مذهبي ها به معناي خاص اين برخورد اندكي تفاوت داشته باشه.

نوشته شده بوسیله:  حسين   در تاریخ و ساعت: 4  خرداد  1387  11:04:35

پاسخ به حسين:

آقاي محترم شما هنوز دردوران قرون وسطي زندگي ميكنيد. عقيده شما درمورد حجاب زنان يك نگاه كاملا مردانه وبرتري جويانه ازسوي جنس مرد نسبت به جنس زن است. هيچكس وحتي خداوند هم حق ندارد به مردم تكليف كند تاچه لباسي بپوشند واز چه رنگي براي لباس خود استفاده كنند. اين طرز تعيين حجاب(چادر) براي زنان براي اولين باراز سوي اسلام باادعاي نزول يك آيه از سوي خدا، پايه گذاري شده است. باصدور اين آيه، اسلام نه تنها چادر را به زنان تحميل كرد بلكه درموارد ديگر درمورد حق الارث وشهادت دادن زنان، شخصيت اجتماعي آنانرا به نصف مردان تقليل داد. حال سئوال من از شما اينست:  آيا شما با كتك زدن  زن، موافقيد؟ ايا شما  مردان رابرتراز زنان مي شناسيد؟ ايا شما باكابين دادن به زن جهت تمتع از او موافقيد؟ ايا شما با سهم الارث زن برابر نيمي از سهم الارث مرد موافقيد؟ آيا شما با شهادت دوزن درصورت پيدانشدن يك شاهد مرد موافقيد؟ ايا مردان حق دارند تااز هر جاي زن خود كه لازم ديدند، باوي نزديكي كنند؟

انسان، انسان است وهر انساني داراي حق و.حقوقي است. ما بعنوان يك انسان حق نداريم تا حقوق ديگران را به نفع خودمان مصادره كنيم. علوم تعليم وتربيت وساير علوم اجتماعي جديد ثابت كرده اند كه زنان دربسياري ازامور ازمردان كارآمدترند و درمديريت سرآمد مردان هم طرازخودشان هستند.  شمادركلاس درس دانشگاهتان حتما ملاحظه كرده ايد كه دختران هم كلاسي شما دربيشتر دروس از ساير پسران ومردان هم كلاسي خودشان زرنگتر وبااستعدادتربوده اند. موضوع فساد دركشورهاي غربي كه شما مطرح كرده ايد، يك موضوع جهانيست. مگر درهمين مملكت خودمان فحشاء حتي درميان زنان چادري، بيداد نمي كند؟ مگر درهمين مملكت پدراني نيستند كه به دختران خودشان تجاوز جنسي ميكنند؟ مگر واداركردن يك دختربچه 9 ساله به همسري يگ مرد 30 يا 40 و60 ساله تأئيد تجاوز جنسي يك مرد به يك دختربچه خردسال از سوي والدين نيست .چه بسيار از اين دست ازدواجهاي اجباري كه هرروز وهرشب دراين مملكت انجام ميگيرد.  مگر درهمين مملكت مردان محروميت كشيده جنسي، به مرغ وبزو گوسفندو گاو سگ ووووو تجاوز جنسي نمي كنند؟ چشمهايتان را خوب بازكنيد و سايرين را نادان بشمارنياوريد.  همه ميدانند درشهر چه خبراست. بي زحمت شرم كنيد از اين همه ظلم كه درحق يك انسان كه تنها وتنها گناهش زن به دنيا آمدن است، رواميداريد. اگر شما هم زن به دنيا آمده بوديد وهر لحظه عده اي نادان به شما مي گفتند: روسري يا توسري، بسي غمگين وافسرده نمي شديد ويا مانند ساير دختران بي اختيارو حساس ونگونبخت خودتان را  آتش نميزديد وسربه نيست نمي كرديد؟ پس كجارفت آنهمه رحم وشفقت ايراني كه آنهمه درباره اش شعر سروده اند واوراق كاغذ را سياه كرده اند؟

نوشته شده بوسیله:  علي كبيري  در تاریخ و ساعت: 5  خرداد  1387  03:48:56

God Bless You.

I am a man but your writting actually opened a new window for me on how unjust is this hejab

نوشته شده بوسیله:  reza  در تاریخ و ساعت: 5  خرداد  1387  15:11:17

This is a wonderful, and wonderfully written, article.  A "polemic" in the best sense of the word.  Best in the future! 

نوشته شده بوسیله:  CRE  در تاریخ و ساعت: 6  خرداد  1387  17:35:11

سلام .. من به حجاب کاملا اعتقاد دارم و دلایل اون رو هم در وبلاگم نوشتم .. بد نیست مطلب من رو بخونید . http://www.atishpare62.persianblog.ir/

نوشته شده بوسیله:  آتیش پاره  در تاریخ و ساعت: 8  خرداد  1387  00:37:01
فکر کنم چشمام ضعیف شدن. نتونستم تمام متنتونو بخونم اما همون قدر که خوندم واقعا باید بگم که خیلی ازتون خوشم اومد! چون ازون دسته آدمهایی هستید که خودشون فکر می کنن.
من داره می شه 17 سالم. با مشکلاتی مثل مشکلاتی که مطرح کردید تا حالا روبه رو شدم.
چیزی که دوست داشتم در ادامه ی این حرفها بگم این بود که تاحالا دقت کردید در مجالسی که خانم مجلسی ها با چادر نشسته اند خانمی که مجلس در دستشه به شوهرش می گه امشب خونه نیا ولی اون روحانی رو تو خونش راه می ده؟! یعنی روحانی محرم تر از شوهرشه؟!
و یه چیزی که من همیشه برای مردم مطرح می کنم و می فهمم که چقدر قضاوت جلو چشماشونو گرفته که حتی حاضر نیستن  خودشون فکر کنن و تجزیه تحلیل کنن سوره ی نور فکر کنم آیه ی 11 هست.اصلا هیچ سخنی از این نگفته که حجاب یعنی چادر یا روسری و مانتو. گفته حجاب چیزیه که عورت تو رو در مقابل نامحرم می پوشونه(متنه عربیشو بخونید). پس این حتی می تونه یه لباس آستین کوتاه با شلوار لی هم باشه . می تونه یه دامن هم باشه. اصلا هیچ جای قران نگفته که گردن، موی سر، روی پا نمی دونم هر جا باید پوشیده شه.جواب مردم اینه که قران متن تخصصی داره و کار هرکسی نیست فهمیدنش باید بری به متخصصش رجوع کنی اینها هم تو متن همون نهفته است. و تو نفهمی و اصلا نباید قران بخونی. چندبار هم بهم گفتن که دارم کفر می گم! تورو خدا می بینی؟!
هیچ وقت یادم نمی ره 10 ساله بودیم منو دخترخالم ریزه میزه با مانتو و روسری رفتیم بیرون. شلوار دخترخالم یکم کوتاه بود. شاید مثل شلوار برموداها. یکی از این منکراتی ها که خونش تو اون کوچه بود اومد تا تونست دختر خالمو زد و داد می کشید زنیکه ی فاحشه.مادرجنده فاحشه گمشو برو خونتون. ما حتی اون موقع معنی این حرفها رو هم نمی دونستیم! تا وقتی ما از اون کوچه خارج نشده بودیم از سرکوچه هی داد می زد فاحشه های کثافت، زنگ می زنم الان بیان جمعتون کنن!
نوشته شده بوسیله:  دلمه  در تاریخ و ساعت: 10  خرداد  1387  15:42:33

چيزي كه شما گفتيد، خيلي روشن و مبرهن است.

تنها دليل مخالفت و مقاومت اين مي تواند باشد كه موقعيت خواهران و بادران به خطر بيفتد...

نوشته شده بوسیله:  آزاد مرد  در تاریخ و ساعت: 10  خرداد  1387  20:58:41

شتر سواری دولا دولا  که نمی شود که  آبجی! شما وقتی اسلام را پذیرفتید باید دستورات آنرا هم مو به مو اجرا کنید! دکان بقالی نیست که همین طوری یک کیلو شکر بخرید یک کیلو ماست و بروید که! وقتی اسلام را پذیرفتید باید همه محتویات آنرا هم بپذیرید.

البته برای حذف حجاب راهی هم وجود دارد و آن هم دور ریختن اسلام است.

 

نوشته شده بوسیله:  خُسن آقا  در تاریخ و ساعت: 11  خرداد  1387  12:50:19

سرکار خانم صادقی عزیز، شجاعت شما را در نوشتن این مقاله‌ خوب تبریک می‌گویم. بسیار مایل بودم که‌ دیدگاه‌تان را در مورد فعالیتهای نظامی ـ حقوقی ـ سیاسی پدر مرحومتان (آیت الله‌ صادق خلخالی) در کردستان نیز بدانم.

با درود
ناصر سینا، روزنامه‌نگار، رادیو بین المللی سوئد

نوشته شده بوسیله:  ناصر سینا  در تاریخ و ساعت: 11  خرداد  1387  12:57:13

آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش!

من وقتی با همسر و دختر 14 ساله ام به خیابان می روم (همسرم و من رانندگی نمی کنیم ) و با پیراهن آستین کوتاه و شلوار نخی باز هم از حرارت هوای آلوده تهران آتیش می گیرم می توانم کمی از زجر فیزیکی این دو محبوبم را که با روسری و مانتو مجبور به تحمل گرمای شدید هستند درک کنم. بعد روحی و روانی را هم که شما به زیبائی به تصویر کشیده اید.

ما سالی یک بار به خارج می رویم . جذاب ترین بخش سفر برای هر دوی آنان عدم اجبار به داشتن حجاب است.

نوشته شده بوسیله:  خسرو  در تاریخ و ساعت: 11  خرداد  1387  13:22:21

1-به نظر من بهترین جمله ای که در مورد حجاب میتوان گفت این است که حجاب اجباری ظلم به زن و توهین به مرد است

2-اگر ریشه ای به مسئله نگاه کنیم ریشه مشکل حجاب در دیدگاه ادیان ابراهیمی راجع به رابطه زن و مرد است.مثلا در اسلام تمایل به حجاب را امری فطری برای زن معرفی میکنند.اما مشکل این است که زنان فطرتا میل به خودنمائی دارندو البته این مسئله با توجه به سن و موقعیت اجتماعی زن کم یا زیاد میشود اما هیچ وقت برعکس نمیشود.همین دوگانگی بین دین و فطرت بسیاری از زنان را به روانپریشی و افسردگی کشانده است.

3-اکبر گنجی در این زمینه حرف بسیار جالبی زده.او میگوید حجاب اخرین سنگر ایدئولوژی حاکم است که هنوز فرو نریخته.بنابراین جانانه از ان دفاع میکند.اگر دقت کنیم ایدئولوژی حاکم در زمینه اقتصادی و موسیقی و اجرای دقیق حدود مثل بریدن دست دزد و...دچار شکستهای فاحشی شده و خلاصه این اخرین سنگر است.

4-اگر در ایران ازادی بیان وجود داشت حجاب اجباری دو سال هم دوام نمی اورد.بنابراین همه ما باید با استدلال این حس را در مردم ایجاد کنیم که هیچ سخنی را که به صورت یکجانبه به انها گفته میشود نپذیرند و بخواهند که سخن مخالف را هم بشنوند.حسی که اکنون در مردم ما وجود ندارد

 

نوشته شده بوسیله:  reza  در تاریخ و ساعت: 12  خرداد  1387  09:05:09

سلام

نظر من در مورد حجاب ؟
حجاب ، حجابی است برای نگه داشتن چشم افراد مریض از تجاوز  وهوس بازی با زن.
پوشش حجاب سبب جلوگیری از نمود مو ، اعضای برجسته زن و ... میشود که این خود سبب جلوگیری از هواس بازی مردان نسبت به زنان میشود .

شما خودت حاضری که کسی به مادرت به چشم هوس نگاه کنه ؟ 
شما خودت حاضری که کسی به خواهرت به چشم هوس نگاه کنه ؟ 

شما خودت حاضری که کسی به خودت  به چشم هوس نگاه کنه ؟ 
اگه جواب بله باشه که باید گفت شما یک بیمار ، ف...و ... هستید ولی اگر نه حجاب برای همین است .
اصلاً واکنش غیرارادی انسان به نگاه بد و سوء استفاده گرفتن روی و پوشاندن خود است که اسلام جهت جلوگیری ، پیشگیری و درمان این امر حجاب را معرفی کرده است .

نوشته شده بوسیله:  میترا  در تاریخ و ساعت: 12  خرداد  1387  16:26:10

Salam,

Tamam Adian az rasm va vsoum peida shode va tamam ghavanini ke dar har dini amade mansha ejtemaey va ghodrat dard. Masale hejab ham faghat marboot be dine eslam nist, avalin group ke in masale ra matrah kardand yahoodian bodand, va shoma mitavanid ba khandan ketabhay tarikhi motevajeh shavid. Dar kool tamam adyan ra mardha bevojood avardehand ta control dashte bashand bar javame va doshmanan khodeshanra bekoshand va ehsase gonah nemikonand chonke fekr mikonand ke bekhatere khodayeshan inkar ra kardeh va fekr nemikonand ke khoda hame ensanha ra mosavi afaride va in khode ensanha boodand va hastand ke ghavanin ra vaze mikonand. Masale hejab ham yeki az in ghavanin control conande az taraf mardan boode ke ba tarsandan zanan az atash jahannam va ... saey kardand ta zananeshanra control konand va nemikhahand ke ghabool konand ke zanan hastand ke ham zan va ham mard ra be donya avardeh va be komake khodavand boode na be komake mardha. Khoda zan va mard ra mosavi afaride ta mokammel hamdigar bashand , na doshman va reeis va bardeh hamdigar, hatta az nazar elmi zan va mard hardo mosavi hastand, zaheran bayad fargh konand chonke zan bayd mother beshavad va mard bayad father vali in dalil in nemishe ke anha az nazare ejtemaey dar yek rade nabashand. Be nazare man in khode zanan hastand ke bayad in masale tasavi ra dar barvari farzandaneshan bekar bebarand ta naslhay ayande ba fahm vagheiat dar jameh bashand. Hejab va pooshesh dar ghoran amade vali chadoor yek sonnate Irani hast va rabti be mosalmani nadarad. Hamantori ke zanan Arabestan bekhater garmay shadid , dar ghadim majboor bodand ke sorate khod ra bepooshanand vali in sonat anha ba masale Islam makhloot shode va zanan arabstan bavar kardeh ke dine Islam in ra gofteh va dalil in hast ke bishtar anha savad va maloomat nadarand va faghat be harfhay bozorgtarhayeshan goosh midahand va az anha hemayat mikonand.

Merci,

نوشته شده بوسیله:  Nasrin  در تاریخ و ساعت: 16  خرداد  1387  06:33:06
  • سلام
  • مطالبی که عرض فرمودید بیشتر که چه عرض کنم ، تقریبا تمام از روی احساس بوده و احتمالا ناشی از همان سرخوردگی دوران کودکیتان و خیال پردازی های آن موقع باشد که به نظر بنده ناشی از شخصیت و هویت ضعیف جنابعالی در مقابل دیگران از کودکی تا حال می باشد که نشانه های آن در صحبت هایتان هویدا بود.و لازم به ذکر است که حس تحقیر در خصوص حجاب در انسانهایی بوجود می آید که دارای کمبود هستند.که بحث در این خصوص زمان و مکان مناسب و دیدار حضوری را می طلبد تا در خصوص بند بند موارد فوق بحث شود که لازم به ذکر است بحث های مطرح شده اصلا علمی نبوده حال در هر صورت
  •  و اما در خصوص حجاب ،
  • آن حجابی که بدن را تا آن مقدار که در شرع سفارش شده بپوشاند کافی است ، حال مانتو روسری باشد و یا چادر که البته چادر کامل است. 
نوشته شده بوسیله:  بنده خدا  در تاریخ و ساعت: 16  خرداد  1387  11:30:07

این مقاله علمی نیست و همانطور که بقیه اشاره کرده اند حرفهای بدون ذکر منبع (دو روحانی ناشناس که درباره حجاب نظر داده اند مثلا) انسجام کلی مطلب را بدجور زیر سوال میبرد. برای دخترانی که بی حجاب بودن برایشان آرزوست این نوشته گوهری بس گرانبهاست ولی مخاطبان تحصیلکرده تر خواهان طرح واضح مساله، استدلال های قویتر، و دانستن موضغ نویسنده در قبال موضوع هستند.

نوشته شده بوسیله:  دانشجوی دکترا  در تاریخ و ساعت: 16  خرداد  1387  18:51:38

dorood

sakhtere gheyre ensani hejab bar hamegan moshakhas ast, amma jalebe tavajoh inke bazi az doostan say dar elmi va manteghi jelve dadan mokhalefate bipaye va asaseshan darand,

doostan afkere shoma mahkoom ast, azadiye ensan ra manesh khod gharar dahid, afkare farsoode va batele rishe dar dara biyabanhaye hejaz dardi az shoma darman nemikonad,

azad bashi, azadegi konid,maneshi ke dar sarzamine madari rishe darad,

نوشته شده بوسیله:  azadsarv  در تاریخ و ساعت: 16  خرداد  1387  19:50:43

علی آقای کبیری

من عرایضم رو خطاب به شما ننوشته بودم اما چون شما با ادبیاتی کاملا همسان وهمسو با خانم صادقی چیز هایی نوشتید چیزهایی را برای اینکه بیشتر موضوع باز بشه عرض میکنم:

1 اظهارات شما با این شروع شده که عقاید من قرون وسطاییه خوب داداش جان شما هم اظهارات وبلکه ادعاهاتون عصر حجریه چون لخت بودن وبی حجاب بودن اون موقع هم بوده در ثانی نه الان تو قرون وسطی هستیم ونه هیچ وقته دیگه جامعه ایران چیزی شبیه به قرون وسطی را تجربه کرده است اگر از من قبول نمیکنید از استاداتون بپرسید البته اگر اساسا آموزشهای شما محفلی واز روی جو زدگی نبوده باشه.

2 چادر مقتضیات زمانه وجهت اطلاع شما که ظاهرا کمتر اهل مطالعه ونظر علمی هستید عرض میکنم اسلام فقط تاکیدش به اینکه بجز کف دودست وگردی صورت بقیه جاهای بدن کاملا پوشیده باشه بعدش هم رفرنسهایی مثل عدم نتمایش برجستگی های محرک و چیز های دیگه خوب عرض من اینه چطور تو میتونی بفهمی که خدا ازت چی میخادش اما خدا خودش اگر خواسته هاشو درمتن بسیار قوی ومحکمی مثل قرآن بیان کنه نباید ازش پیروی کرد وباید دنبال هوای نفس دوید.

3 من با کتک زدن زنها وهیچ انسان دیگه ای موافق نیستم اسلام هم اینچنین نسخه ای نپیچیده اگر اینطوری بود همین خانوم صادقی الان یا باد کر بود یا کور و یا معلول حرکتی (با عرض پوزش از خانم دکتر) اما اینطور نیست ایشون وامثال ایشون درخانواده های مذهبی هم یک شبه اینجوری نشدن که سالها تحولات فکریشون حالا رو به جلو یا در بازگشت به عقب طول کشیده پس چرا پدر ایشون یا مردای دیگه خانوادشون ایشون رو نزدن یا هر نمونه دیگری که شما بگی

4 بگو ببینم داداش علی اونجا که ریپکس ساخته میشه تا با قرار دادنش درالت تناسلی زنها الت مردها تکه تکه بشه مگه قانون اسلام حاکمه نه خیر عزیز دلم اونجا هلنده اونجا نروژه اونجا فرانسه است نه میدون شوش وراه آهن تهران یا حتی زنبیل آباد قم تو که خیلی بیشتر میدونی وبهتر تجزیه تحلیل میکنی بگو بدونم اونجا چرا باید اینجوری از حریم زنها دفاع کنند چرا اینقدر زشت واینقدر حیوانی؟

5 من درنزدیکیم ندیدم دختری را به مرد 40 50 ساله بدن اما دیدم که متن کتابهای درسی دانش آموزان دختره 9 سال به بالا مدارس اروپا وآمریکا مملو از آموزشهای پیشگیری ونحوه برقراری روابط جنسی باصطلاح سالمه در رابطه با اداعای آخریتون که فقط میتونم بگم شرمنده ام ازینکه کمسی هست که درخصوص پدران وفرزندان این مملکت اینجوری فکر میکنه

6 لطف کن جوابی نگذار چون من دیگه مطالب ونظرات این سایت رو مطالعه نخواهم کرد.

نوشته شده بوسیله:  حسین  در تاریخ و ساعت: 19  خرداد  1387  15:47:19

سلام خانم صادقی

دکتر مقلله تو خوندم تحلیل جالبی بود خصوصا که از زاویه جدیدی به بحث پرداختی فکر کنم با این متن علمی قیافه بچه های قدیمی بسیج دانشجویی کرج دیدنی باشه  فکرشو بکن چقدر جالب میشه ولی دکتر خدایش با این حرفها احتمالاً باید منتظرانقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه آزاد کرج باشیم .

مواظب خودت باش : دوستدار شما وحید

نوشته شده بوسیله:  وحید اسدزاده  در تاریخ و ساعت: 6  مرداد  1387  15:54:56

خانم فاطمه صادقی،

قبل از بیان هر مطلب شهامت و جسارتتان را می ستایم. شما اگر یک انسان عادی از خانواده فقیر و معمولی بودید، اعتراض درست و بجایتان به حجاب اجباری زیاد چشم گیر نمی بود. اما شما دختر کسی هستید که صد در صد تربیت اسلامی به شما تحمیل کرده و بهمین دلیل شما به عنوان یک دختر فهمیده با آی کیو خیلی بالانمی توانستید ظاهر ساز باشید و بخودتان دروغ بگوئید. همین خود ارزش معنوی شما را بسیار بالا می برد. آرزوی موفقیت بیشتر برایتان دارم.

 

نوشته شده بوسیله:  دکتر مرادی  در تاریخ و ساعت: 8  مرداد  1387  22:59:49

اولا: من مسلمان نیستم، ولی ایرانی هستم و تمام کتاب های اسلامی و غیر اسلامی در زمینه حجاب را تقریبا خوانده ام.

دوما: شما نظرات شخصی و خاطرات کودکی خودتون رو تبدیل کردین به یه بحث فراگیر راجع به جامعه زنان. در یک بحث می تونید نظرات شخصی استفاده کنید اما نمی شه از اون به عنوان نسخه ای برای عموم استفاده کرد.

سوما: شما مثل کودکانی که وظیفه ای اجبار بهشون اجبار میشه از روی لج اون رو انجامش نمی دهند، روی حجاب اسم اجباری می گذارید و الباقی قصه........شما اگر با کلیت حجاب مشکل ندارید (البته نه از  روی حرف بلکه عملا) دیگه براتون فرق نمی کرد که حجاب توسط کی از کجا و توسط چه دینی اومده.

چهارما: در رابطه با بعضی معضلات حجاب مثل "تغییر کیفیت حجاب  در برابر افراد مختلف" رو قبول دارم. اما باز هم صدمه ای به بنیان و ریشه حجاب نمی زنه. اگر چیزی تحریف میشه باید شکل تحریف شده رو نکوهش کرد.

پنجما: تا جایی که من می دونم. در دین اسلام هیچ اجباری در پذیرفتن دینشان نیست. پس لازم به برانگیختن جامعه ای به خاطر عقاید شخصی نیست. شما هم می توانید مثل آقای دکتر شریعتی شناسنامه خود را پاره کنید و بنیان فکریتان را از نو بنا کنید. 

نوشته شده بوسیله:  مازیار  در تاریخ و ساعت: 15  مرداد  1387  14:36:32

سلام خانم صادقی

من با نظر جنابعالی مخالم بدلیل اینکه بحث حجاب نص صریح قرآن بوده و آیات صرفا برای همسران پیامبر نازل نشده بلکه عمومیت دارد ضمن آنکه این جناب برداشتم از متن فوق اینست که جنابعالی دچار احساسات ناشی از مشکلات دوان کودکی خود شده اید و این موضوع را نمی توان به کل جامعه نسبت داد ضمن انکه جنابعالی در بحث حجاب فرهنگ بومی و تمدن ایرانی را نادیده گرفته اید

نوشته شده بوسیله:  علی حسنی   در تاریخ و ساعت: 21  مرداد  1387  15:51:01

با عرض سلام وخسته نباشید آخه این زنه کدوم خریه که حجاب رو قبول نداره مگه نمیدونه که همین حجابه که نذاشته ایرانی ها هم مثل اون خارجی های کثیف به نجاست یکی بشه تازه خارجی ها زنهاشون دارن مسلمان میشن اونوقت ای بلا نسبت احمق ها دارن ما ایرانی هارو از راه به در میکنن

از من به شما نصیحت این چرت پرت رو پاک کنید

خداحافظ

نوشته شده بوسیله:  [,جواد  در تاریخ و ساعت: 23  شهریور  1387  06:49:15

با سلام

حجاب هیچ پشتوانه قرآنی ندارد. خدایی که کلمه "مو" را بلد نبوده اصلا خدا نیست. دوستان علافه مند می توانند دو مفاله زیر را مطالعه کنند:

http://doust114.persianblog.ir/post/83/

http://doust114.persianblog.ir/post/94/

 

نوشته شده بوسیله:  آرش  در تاریخ و ساعت: 16  آذر  1387  05:01:26

سلام سرکار خانم فاطمه صادقی ..به شجاعت شما در بیان صریح عقایدتان در این وانفسا تبریک میگویم..کاملا مشهود است که چگونه با پوست وگوشت واستخوانتان ریا دو روئی وبی حقیقتی را درک کرده اید ..وتقریبا  همه جملاتتان حالت انفجاری دارد ..وچون گلوله ای به اطراف واکناف پرتاپ میشود ...صرف نظر از موضوع حجاب بطور مطلق...که نه تنها در دین اسلام به ان توصیه شده بلکه در ادیان دیگر هم به ان توصیه شده  ...میتوان به جرات گفت که اکثریت قابل ملاحظه ای از زنان حتی انان که با حجابند با اجباری بودن ان موافق نیستند ..از شما تقا ضائی دارم ..بیائید جدی تر برخورد کنید ..وکم کم این تقاضای خاموش اکثریت را واضح واشکار سازید ..حال با جمع کردن امضا ..ویا طرق دیگری که شاید شما بیشتر اشنا باشید ....بلکه بتوانیم ما زنان  از تحقیری که جمهوری اسلامی در کوچه وبازار برما وارد میکند جلوگیری کنیم ..البته راه درازی است ..ولی از جائی باید شروع شود ..حجاب یک ارزش است وهمچون هر ارزش دیگری بایستی توسط انسان فرهیخته  انتخاب گردد نه اینکه انرا به او اجبار کنند وبا مشت ولگد انرا محقق سازند ..خواهشمندم که بیشتر فکر نمائید تا باشد راهی برای نجات ما زنان ایرانی بیابید....

نوشته شده بوسیله:  مینا مرادی  در تاریخ و ساعت: 24  آذر  1387  19:12:39

با سلام

اجبار در هر چیزی نتیجه عکس داشته و خواهد داشت. حجاب یک امر نیکو و پسندیده است. ولی آزادی در انتخاب از همه امور واجب تره. به نظر من اگه توی ایران اجازه آزادی در انتخاب حجاب را به خانومها می دادن تشخیص مومن از بی دین و مسلمان از نامسلمان آسون تر بود . ولی متاسفانه امروزه همه با ظاهر دینی خلاف دین عمل می کنن. همیشه ما ایرانیا باید از اون ور بوم بیفتیم. اسلام دین اعتدلاله . که هیچوقت در ایران ما خبری ازش نبوده و نیست.

نوشته شده بوسیله:  اسوه  در تاریخ و ساعت: 21  دی  1387  17:51:23

سلام من کامل مقاله شمارا نخواندم ولی :

این یک بحس بوده از اول لنقلاب تا الان واگر این سیستم باشد تا زمانی که این سیستم باشد این صحبت ها است.

پس نتیجه من صنعت گر شما فعال حقوق بشر(زنان)ودیگران دکتر- دانشجو-پرستار -معلم -مادر - پدر و......همه در سر جای خود بهترکه اول مملکت را بسازیم وبعد مسائل حاشیه ای این که شما برای برای حقوق زنان می جنگید در جای خود نیکوست اما نه از دیگران برای خود نردبان بسازید وبالا بروید کاری که الان خیلها انجام می دهند 

مطلب نیکوست فکر خوب است نظرات قابل احترام است .در بالا نوشته شده( نظرات شما پس از تائید مدیریت سایت به نمایش در خواهد امد )پس نظرات فیلتر خواهد شد این مساوی نیست با چیزی که شما وما می خواهیم

در نهایت شاعر می گوید:

ز اظهار درد-درد مداوا نمیشود................ شیرین دهان به گفتن حلوا نمشود درمان نما که با پا زمین زدن   ............... این بستری زبسترخود پا نمیشود میدانم ارسرخط آزادگی ما    ................. باخون نشد نگاشته-خوانا نمیشود                       

نوشته شده بوسیله:  saeb  در تاریخ و ساعت: 14  بهمن  1387  09:04:07

با خوندن این مطلب خیلی حرف ها و جواب ها به ذهنم اومد اما می تونم بگم اشتباه ما اینه که می خوايم همه دستورات اسلام رو با عقل خودمون توجیح کنیم و چون نمی تونیم شروع می کنیم به رد کردن اون . روی صحبت من فقط با مسلمون هاست یعنی کسانی که قرآن رو قبول دارند و خودشون رو مسلمون مي دونند.
این خانم محترم که احتمالا مدرک دکتری خود را هم با ضمانت یدک کشی مقام پدر به دست آورده چطور می تونه از جانب زنانی که با این حجاب به دنیا اومدند و زندگی می کنند ویا از جانب زنانی که محجب شده اند حرف می زنه. البته منکر آزادی بیان نیستم
اینکه ميگه من از فلان آخوند مشهور شنیدم ( اسمش رو هم نميگه) استدلال بحساب نمی آید و اگر بخوايم استدلال بحساب بیاوریم نقضش این می شه که:(من از اخوند مشهور تر از او پرسیدم و مخالف شما حرف زد(براي خنده بد نبود)
اسم اون کسی رو که گفته حجاب پوشاندن سر نیست رو بگین؟ اگر شما به قرآن اعتقاد دارین، عزیز من صریحا اونجا گفته دیگه! این که دیگه اصلا حرف حاج آقا و حاج خانم رو نمی خواد!
كلي خنديدم اون جايي كه نوشته : روسری بپوشم. حس تحقیر می*کردم. احساس می*کردم فلج شده*ام و در نگاه آنها خُرد.
نمي دونم اين خانم چرا وچه جوري توي يك خانواده مذهبي احساس تحقير كردن من نميتونم بفهمم شايد بعدا فكر كرديد يا به شما القا شده كه اون روسري تحقير بود.خيلي ها رو ميشناسم به حجابشون افتخار ميكنند نه احساس تحقير.مي توني از خانومهاي با حجاب سوال كني
مطالبی که خانم عرض كرده تقریبا تمام از روی احساس بوده و احتمالا ناشی از همون سرخوردگی دوران کودکی و تضاد شخصيتي كه با پدرش داشته و خیال پردازی های اون موقع هست در ضمن حس تحقیر در خصوص حجاب در انسانهایی بوجود می آید که دارای کمبود هستند و چيزي ديگه اي جز زنانگيشون براي ابراز وجود ندارند
شما بگو ببینم این اروپایی ها و فرانسوی ها و ... که مسلمون می شن و با حجاب، بیمارن؟ یا اینکه عقل و منطق شما رو ندارن که بفهمن اینا همش بیخوده؟؟؟؟
این نگاه یکجانبه و سرسختانه که بر علیه حجاب در نگاه اين حانم حاکم هست مشابه هموون نگاهي که آقای خلخالی را به یک تندرو بدل کرد. هر دو اعتقادات و تجارب شخصی هست كه نمي تونه در مورد جامعه صدق كنه كاملا
منم قيول دارم حجاب اجباري نميشه از لحاظ فلسفی هم حجاب برای يه فرد مسلمون جزء ملزوماته، پس حجاب اجباری معنا نداره، چون اگر فردی قبول کرد به شریعت اسلام ناب دربیاید پس ملزوماتشم باید رعایت کنه.
زیرا عقل همیشه ناقص تر از حکم الهیه.و اگر فكر می‌کنیم که این حکم، حکم الهی نیست بهتره به مطالعه قران و احادیث بپردازیم و بعد نظر قطعی بدهیم
در كل مقاله فمینیستی جالبي بود.كساني كه همچين چيزايي مينويسند يا فكر ميكنند خيلي باهوشند يا ديگرانو احمق فرض كردن

نوشته شده بوسیله:  ehsan1  در تاریخ و ساعت: 18  بهمن  1387  11:23:54

خانم دکتر؟؟؟؟

به تو سلام نمی کنم چون اولاً توبه هیچ کس سلام نکردی. ثانیاً سلام علامت سلامتی است. تو با اعلام نظراتت قصد سلامتی برای جامعه خود نداری. لذا  از طرف مقابل نمی توانی انتظار سلامتی داشته باشی.

من مثل تو خیلی کتاب نخواندم تا مصداق"کمثل الحمار یحمل اسفارا" باشم. لکن همانطور که سایرین در نظرات خود اعلام نمودند آیات و روایات زیادی هست که الزام حجاب را در اسلام تائید می نماید.

فرض کنیم که بنا به گفته تو حجاب اجباری نیست و یک امر حکومتی است. کجای اسلام گفته شده: بدون گواهی نامه رانندگی نکنید. یا نماز صبح دو رکعت است (البته اگر نماز بخوانی) یا از چراغ قرمز عبور نکنید. یا از این قبیل دستورات. چه بسا رانندگان متبحر و با تجربه هستند که بدون گواهی نامه تاکنون کوچکترین تصادف یا خلافی را مرتکب نشده اند. آیا می توان به صرف عدم ارتکاب تصادف به انها اجازه رانندگی داد؟ چرا حکومت جلوی آزادی آنها را می گردد؟ آیا میتوان با فرهنگ سازی و نصیحت و توجیه بدون اجبار جلوی رانندگی بدون گواهی نامه را گرفت؟

« حجاب برای زن مثل صدف است برای گوهری!» را تو توهین محسوب نمودی. زیرا تصور کردی زن را به موجود گرانبهای بی شعوری مانند گوهر تشبیه نمود است. بدین ترتیب همه آن  زنان و دخترانی که نام  خود را ستاره - مروارید - مرجان - سوسن - یاسمن- نسترن و... مینامند در حقیقت به خودشان توهین کرده اند.

تو در وبلاگ خود از بی حجابی دفاع کردی. اما مشخص نکردی با بی حجابی به کجا می خواهی برسی؟ و یا حجاب چه مشکلی برای  پیشرفت تو ایجاد نموده است؟ و یا آن جوامعی را که تو الگوی خود قراردادی در اثر بیحجابی پیشرفت کرده اند؟ توسعه صنعتی و پیشرفت تکنولوژی امروزه با داشتن یک دستگاه کامپیوتر و اتصال به اینترنت برای همگان میسر است. آیا میتوان امنیت و سلامت اجتماعی را نیز به همین ترتیب فراهم نمود؟

بیچاره استاد مطهری که مفسر کتابش تو باشی. اگر افکار استاد مطهری ارتجاعی و تاریخ مصرف آنها گذشته است و تاکنون کسی فکر نوئی به بازار نیاورده است آیا افکار راسل و روسو و دیگران همچنان کاربرد دارد؟ و نیازی نیست کسی به افکار آنان نقبی بزند؟

قبول دارم که در جامعه ما همچنان بی عفتی و بی بند و باری وجود دارد. اما وجود این آفت های اجتماعی ناشی از حضور کسانی است که با توجیهات بی منطق خود از بی حجابی دفاع می کنند.

تو در مقاله ات با زیرکی تمام به سادگی دلائل منطقی و ایدئولوژیکی را نادیده گرفته و فناتیک پنداشتی و سعی نمودی صرفاً مسئله را یک امر حکومتی جلوه دهی. در این امر حتی از نسبت کذب به امامان نیز دریغ نکردی.

تو ابراز نظرات و برداشت های شخصی خود را به کل جامعه نسوان نسبت دادی. این نمایندگی تام الاختیار کی و کجا و چگونه به تو تفویض شده خود جای سئوال دارد. اما بدان من نیز در این جامعه حق حیات دارم. اجازه نمی دهم دیگران با امیال شخصی خود حق حیات اجتماعی مرا سلب نمایند. برای تو و امثال تو نیز راه حلی دارم. چنانچه می خواهید کیان خانواده و اصالت خود را با بی حجابی حفظ کنید می توانید هر روز صبح در چای یا قهوه صبحانه دختران خود از قرص ضد حاملگی استفاده کنید تا ضمن حفظ آزادی آنها از حاملگی پیش از موعد آنهاجلوگیری و کیان خانوده را نیز حفظ کرده باشید. کاری که اکثر جوامعی که الگوی تو هستند از همین روش استفاده می کنند.

تو از درک  مفهوم زیبائی عاجزی. زیبائی را تنها خوشگلی و صورت ظاهر فرض کردی. بهمین دلیل وقتی صحبت از زیبائی زن در حجاب می شود سر در گم می شوی برایت نامفهوم است. زیبائی شخصیت والای انسانی زن در صورت ظاهر نیست. زن با حفظ وقار و متانت و آراستگی زنانه خود و مصونیت از چشم دزدان جامعه می تواند زیبائی خود را حفظ نماید و این ارزشمند است.

تو شایسته این مدال افتخار نیستی. این شایستگی از آن کسانی است که معتقدند:« خواهرم، حجاب تو کوبنده تر از خون من است!» و تو در ابتدای مقاله ات برای خالی نبودن عریضه بدان اشاره نمودی لکن به سرعت از آن فرارکردی. زیرا می دانستی آشیانه عقاب جولانگه کرکس نیست.

درخت مکر زن صد ریشه داره                فلک از مکر زن اندیشه داره

نوشته شده بوسیله:  مجید  در تاریخ و ساعت: 26  بهمن  1387  21:47:33

كاش اندكي منطق هم در اين نوشته دخيل بود لاقل ابراز نمي كرديد كه يك خانم ايراني هستيد يا كتابي درباره ي حجاب خوانده ايد چون واقعا فهمي از اين مفهوم والا نداشتيد.

نوشته شده بوسیله:  sara  در تاریخ و ساعت: 13  اسفند  1387  17:42:12

شما چطور حجابی را می پسندید ؟

نوشته شده بوسیله:  محمد  در تاریخ و ساعت: 19  اسفند  1387  05:59:08

شما در مقاله خود نوشته بودید که زنان با حجاب در انقلاب سهمی نداشته و خود را در خانه محبوس کرده بودند !

لطفا مدارک خودتان را در این زمینه در همین سایت ارائه کنید.

نوشته شده بوسیله:  محمد  در تاریخ و ساعت: 19  اسفند  1387  06:06:02

با عرض خسته نباشید خدمت همه ی مبارزان راه برابری

واقعا لحن بعضی نظرات مخالف مو به تن ادم راست می کند، چنان با خشم و نفرت از مقاله ی مورد بحث صحبت کرده اند که یک آن از انسان بودنم احساس انزجار کردم، چقدر تلخ به انسان ها نگاه می کنند. ولی خوش بختانه بعضی، مثل همین آخرین مخالف (مجید) صراحتا اعلام کردنند که قرار نیست با زنان مثل انسان های عادی رفتار شود(خوشبختانه، چون خوب است که دشمن شمشیرش را از رو ببندد)، چون به قول خودش:

درخت مکر زن صد ریشه داره                فلک از مکر زن اندیشه داره!!!!!!!!!!

با ارزوی توفیق امثال شما، خانم دکتر، در راه آزادی

 

نوشته شده بوسیله:  رضا  در تاریخ و ساعت: 22  اسفند  1387  03:52:12

با نوشته هایتان آه از نهادم برآمد حیف که ارزش خود را نمی دانید اگر می دانستید این طور حجاب را بی معنی تلقی نمی کردیدمن دانشجوی رشته ی مهندسی هستم و یک سوم واحدهایم را درآزمایشگاه سپری می کنم اما با کمال افتخار حجاب کامل را پذیرفته ام وحتی از سختی های آن لذت می برم این که آقا امام زمان(عج) با دیده ی رضایت من را بنگرند تمام این سختی ها را جبران می کند...اما شما برایتان دعا می کنم که وقتی ارزش خود را فهمیده باشید که دیر نشده باشد هر چند اگر بخواهم منصفانه بگویم بعضی از خانواده ها در احساس تنفر از حجاب بی تقصیر نیستند.

نوشته شده بوسیله:  مهمان   در تاریخ و ساعت: 13  فروردین  1388  06:27:27
 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.